تبليغاتX
راه سبز امید
راه سبز امید

مهندس میر حسین موسوی_رییس جمهور منتخب مردم ایران

اعتراض کردن عین وظیفه دینی و انقلابی ما است و حاکمان نیز باید به این اعتراض ها توجه کنند. اگر حاکمیت به راستی مردم سالاری را باور داشته باشد، یقیناً می داند که چاره کار برخورد خشن با اعتراضات مردمی نیست. رفتارهای ناپسندی که مورد تأیید و پسند ما هم نیست ثمره همین برخوردهای خشن، دستگیری ها و بازداشت های نادرست و نسبت ها و تهمت های ناروایی است که نسبت به چهره های خدوم و مردمی و خوش سابقه کشور صورت گرفته است.
سیدمحمد خاتمی که در جمع شوراي احزاب اصلاح طلب استان فارس سخن می گفت با اشاره به بیستم آذرماه، سالروز شهادت آیت الله دستغیب، با اشاره به شخصیت علمی، اخلاقی و انقلابی آن عالم بزرگوار تصریح کرد: تاریخ بشریت به ندرت شاهد ظهور چنین انسانهایی بوده است. شهید دستغیب هم در عصر انقلاب و هم پس از پیروزی انقلاب نقش ممتازی داشت و به راستی یكی از ارکان و پایه های انقلاب اسلامی ایران بود. امین و مورد اطمینان مردم بود. شهادت آیت الله دستغیب هم تجسم زندگی ایشان بود؛ بریدن از دنیا و بی اعتنایی به جسمانیت و توجه به روحانیت .
از صفات بارز این شهید بزرگوار اعتقاد راسخ به آرمانهای امام و وفاداری و ارادت خالصانه به امام عزیز به عنوان کانون و محور انقلاب اسلامی و رمز و راز عظمت این مرحله حساس تاریخی ایران بود.
بحمد الله تمامی خاندان دستغیب از این بزرگواری و روحیه مردمی برخوردار هستند؛ علی الخصوص گرانمایه ای چون حضرت آیت الله آقای علی محمد دستغیب که عالمی پرهیزكار، شجاع، فداکار، انقلابی و پیرو خط امام هستند.
خوشبختانه تمام مردم ایران، به جز معدودی افراد ناراحت، ناراضی یا بعضاً بیمار و منحرفی که انقلاب اسلامی تمامی امتیازات آنها را گرفت به انقلاب افتخار می كنند و امام را به عنوان محور و مدار مردمی ترین انقلاب عصر حاضر و مظهر ایمان و آزادگی بزرگ می شمارند. امروز هم سخن و خواست ما این است که ملاك و معیار اصلاح امور و برنامه ریزی و رسیدن به آرمان های ملت باید خود انقلاب اسلامی و راه و رهنمودهای صریح حضرت امام و اصول قانون اساسی باشد و هم سو با مطالبات به حق مردمی كه در جریان انقلاب اسلامی به رهبری حضرت امام (ره) شکل گرفت.
انقلاب ما حادثه ای بسیار بزرگ و مقطعی بسیار مهم و حساس در تاریخ پرسابقه حیات در این مرز و بوم بود. ملت رشید و بزرگ ما با بهره مندی از تجارب ارزشمند تاریخی خویش، در عین دین داری و پایبندی به موازین دینی، در دوران اخیر پیشتاز یک حرکت اجتماعی در دنیای اسلام و تاریخ مشرق زمین بوده است. ایران و ایرانی در مطالبه حاکمیت انسان بر سرنوشت خود و حرکت به سوی مردم سالاری و جامعه مدنی که از دستاوردهای دنیای مدرن است همواره در میان اقوام مختلف مشرق زمین پیش رو بوده و هنر ایرانیان آمیختن معیارهای ریشه دار دینی و اعتقادی با لوازم گریز ناپذیر جامعه مدنی بوده و هست.
جنبش دراز دامن آزادی خواهی، استقلال طلبی وعدالت جویی ملت ایران که رمز و راز و محور مردم سالاری است، همواره برای حفظ حرمت انسان در جامعه و حاکمیت انسان بر سرنوشت خویش و از سر علاقه ای بوده که به دین داشته اند و به واسطه شرایط خاص تاریخی این جرکت از آغاز تا به امروز همواره همسو با معیارهای دینی ادامه یافته است.
شاید طرفداران عقیده جدایی دین از سیاست که اتفاقاً برخی از آن ها نیز دیندار بوده اند، انسان های بدی نبودند، اما به هر حال توان درک مقتضای زمانه را نداشتند. آنها غرق در ظواهر بودند و از درک روح و محتوای اسلام که سازگار با حرمت و کرامت انسان و حاکمیت انسان بر سرنوشت خویش بود عاجز بودند. آنها نمی دیدند که تعالیم اسلام کوچکترین سازگاری با استبداد ندارد و نمی تواند خواستار و مروج محروم کردن انسانها باشد. اسلام نمی پسندد که حاکمان صاحب اختیارات و قدرت های بی کران وبی مسؤولیت باشند و فقط از مردم اطاعت بخواهند.
ایرانیان در تمامی جنبش ها و جریانات اجتماعی از مشروطیت تا به امروز خواستار آزادی واقعی بوده، منزجر از استبداد و دیکتاتوری، در پی رهایی از سلطه اجانب و رسیدن به استقلال بوده اند.
عده ای ما را متهم می کنند که مرادمان از آزادی ولنگاری است! خیر! آزادی از نگاه ما منضبط شدن جامعه از لحاظ اخلاقی است. آزادی پایه هر عمل اخلاقی و نقطه مقابل استبداد است، زیرا عمل تحمیلی ولو خوب باشد چون با آزادی و براساس اراده آزاد انسان انتخاب نشده اخلاقی نیست.
رئیس جمهور سابق کشورمان با تأکید بر عظمت و بزرگی ملّت ایران و استقلال طلبی و پیشرفت خواهی ایرانیان اظهار داشت: ملّت ما همواره از اینکه عقب مانده باشد یا به عقب ماندگی خوانده شود و در اقتصاد، صنعت، سیاست و ... گرفتار عقب ماندگی بماند رنج می برده و خواهان پیشرفت بوده است.
جتی اینکه بگویند ایران کشور در حال توسعه است برای ما سنگین است. ما عظمت را در طول تاریخ تجربه کرده ایم و استقلال و پیشرفت همواره برایمان مهم بوده است.
بخش دیگری از سخنان سید محمد خاتمی به مسائل چند ماهه اخیر اختصاص داشت. وی با اشاره به برخوردهای غیرمنطقی با اعتراضات مردمی پس از انتخابات تأکید کرد: مع الأسف به جای اینکه با اعتراضهای مردمی برخورد منطقی شده، حرف ها از سوی صاحب منصبان شنیده شود و حرف های درست را پذیرفته و در مقابل آن تسلیم شوند و در جایی که اعتراضها و حرفها درست نیست مردم را قانع کنند، متأسفانه مردمی ترین اعتراضها نسبت به مسائل مربوط به انتخابات اخیر با برخوردهای خشونت آمیز پاسخ داده شود و با کمال تأسف آثار آن را امروز می بینیم.
مولایمان امیرالمؤمنین علی علیه السلام در برابر کشیدن خلخال از پای یک زن یهودی آنطور برخورد می کنند و پیروان راستین راه مولی الموحدین هرگز راضی نخواهند شد كه قطره ای خون به ناحق از بینی فردی بر زمین بچکد، چه رسد به اینکه انسانهایی بی گناه کشته شوند.
مگر مردم چه می خواستند و چه را می جویند؟ اصلاحات مگر جز در مسیر خواسته ها و مطالبات تاریخی مردم این مرز و بوم حركت كرده و می كند؟ من این ادعا را نمی پذیرم که مطالبات امروز ما فراتر از آن چیزی است که در انقلاب مطرح شده بود. اعتراضی هم اگر هست دقیقاً به همین امر است که چرا ما از آن معیارها عقب افتاده ایم یا انحراف پیدا کرده ایم.
به صراحت بگویم، امروز هم اکثریت جامعه امام و انقلاب را قبول دارند و به خون شهیدان این راه احترام می گذارند و بر همان مدار و معیار آرمان های انقلاب اسلامی تأکید می ورزند. اندیشه ها و راه حضرت امام امروز هم برای همه ما معیار است. معیاری که انقلاب را رهبری کرده، جمهوری اسلامی را پیشنهاد کرده و به همت والای همین بزرگمرد مردمی ترین و دموکرات ترین انتخابات و رفراندوم ها برگزار شده و قانون اساسی به تصویب رسیده است. قانون اساسی وحی الهی نیست و حتی طرح ایراد به قانون اساسی فی نفسه اشتباه نیست. چارچوب حركت ما همچنان قانون اساسی است كه از بزرگترین دست آوردهای انقلاب اسلامی ایران و مورد خواست و تأیید قاطع مردم بوده است.
شما را به فصل سوم قانون اساسی توجه می دهم. ببینیم و ببینید که قانون اساسی درباره حقوق ملّت چه گفته است؟ حرف ما این است. این اصول مصرّح قانون اساسی نباید به هیچ وجه نادیده انگاشته شود و مدافعان آن نباید در هیچ شرایطی تحت فشار و مورد جفا قرار گیرند.
انتقادی هم اگر مطرح می شود بر مبنای همین اصول و معیارهاست.
مردم سالاری در متن انقلاب اسلامی و خواست مردم و مورد قبول حضرت امام (ره) بوده و در قانون اساسی به صراحت آمده است. مسأله مردم سالاری دینی را هم بنده مطرح کردم. این ادعا که مردم سالاری با دین سازگار نیست! جفای مسلم به اسلام و راه امام و قانون اساسی ایران است.
یا اینکه یک عده ای دم از مردم سالاری دینی بزنند اما به نام دین ابتدایی ترین و بدیهی ترین اصول مردم سالاری را زیر پا گذازند هم کاملاً نادرست است. طرفداری از اصول قانون اساسی و آرمان های مردم دفاع از اصل انقلاب اسلامی است و مگر نه اینکه خواست مردم این انقلاب بزرگ را به رهبری حضرت امام (ره) به وجود آورد؟
به صراحت می گویم مردم ما به چارچوب قانون اساسی، به اساس آرمان ها و معیارهای انقلاب اسلامی و به شخصیت والای حضرت امام (ره) همواره احترام می گذارند و امکان ندارد امکان ندارد مردم و دانشجویان فهیم ایرانی به ساحت امام خمینی اهانت کنند. اعتراض کردن عین وظیفه دینی و انقلابی ما است و حاکمان نیز باید به این اعتراض ها توجه کنند. اگر جاکمیت به راستی مردم سالاری را باور داشته باشد، یقیناً می داند که چاره کار برخورد خشن با اعتراضات مردمی نیست. رفتارهای ناپسندی که مورد تأیید و پسند ما هم نیست ثمره همین برخوردهای خشن، دستگیری ها و بازداشت های نادرست و نسبت ها و تهمت های ناروایی است که نسبت به چهره های خدوم و مردمی و خوش سابقه کشور صورت گرفته است.
راهی که ما امروز در آن گام نهاده ایم ساختار شکنی نیست، اصلاح ساختار بر اساس معیارهایی است که از آغاز در راه امام مطرح شده و در قانون اساسی تصریح شده است. هر کجا انحرافی از این مسیر و از این اصول دیده شود اعتراض حق مسلم ما است.
مراقب باشیم که شخصیت والای امام و انقلاب اسلامی را وجه المصالحه قرار ندهیم. روا نیست که به نام انقلاب بزنیم، بکوبیم و حرمت شکنی کنیم و خدای ناکرده امام را وجه المصالحه قرار دهیم تا کسانی را که نمی پسندیم با تندترین برخوردها از صحنه خارج کنیم.
مردم عزیز ایران و دانشجویان فهیم ما راه حضرت امام و نظام جمهوری اسلامی را قبول دارند، در چارچوب قانون اساسی رفتار می کنند و ما هم هیچ حرفی خارج از این معیار روشن نداریم. اگر هم در جایی انحرافی به وجود آمده باید بر اساس همین معیارها و اصول سنجیده و اصلاح شود.
من بار دیگر همگان و علی الخصوص حکومت را به حرکت در چارچوب قانون اساسی و احترام به حرمت انسان و التزام به رعایت حقوق شهروندی و تلاش برای اعتلای ایران فرا می خوانم.
آیا این انتقاد که روش مدیریتی جاری، با مصالح کشور و توانمند شدن ایران اسلامی سازگاری ندارد و از عدالت که همواره شعار اصلی انقلاب بوده فاصله گرفته و حیثیت و حرمت ایران را در منطقه مخدوش نموده و برای اصلاح آن چاره ای جز بازگشت به اصول قانون اساسی و توجه به خواستهای مردم نیست به معنای براندازی نظام است؟!
آیا رفتارها و سیاست های نادرستی كه چهره نظام را مخدوش کرده و برخورد با مردم را در دستور کار قرار داده زمینه ساز یأس آحاد مردم، علی الخصوص نخبگان جامعه و بیگانگی مردم با نظام و جدایی ولی نعمتان جامعه از حكومت نیست؟ و آیا این رفتارها و سیاست های نادرست نتیجه ای جز براندازی نظام مردمی جمهوری اسلامی به دنبال خواهد داشت؟
من بنا ندارم آنچنان که امروز دلسوختگان و دلباختگان انقلاب متهم به براندازی می شوند سخاوتمندانه نسبت براندازی به کسانی بدهم که راه و روش آنها را مغایر با معیارهای انقلاب و اصول قانون اساسی می دانیم؛ هرچند طرف مقابل ما با گشاده دستی به خود اجازه می دهد به هر شخص و هر دیدگاهی که نپسندد، به سادگی تهمت بزند، هتک کند، نسبت ناروا بدهد، تحت تعقیب قرار داده یا بی هیچ ضابطه ای بازداشت کند و سرانجام هم با پرونده سازی فتنه گر و برانداز معرفی نماید؛ اما مردم فهیم ما باید به درستی دریابند كه كدام روشها و رفتارها منجر به تضعیف نظام و لطمه زدن به جمهوری اسلامی است.
صرف نظر از اینکه شرعاً و عرفاً ستم کردن از سوی هر کس که صورت گیرد نارواست، به صراحت تأکید می کنم ادامه این برخوردها نه به نفع قوه قضائیه است و نه به نفع کل نظام جمهوری اسلامی.
اعتراض به ستم، وظیفه دینی، انقلابی و ملی ما است. معیارهای ما برای تشخیص انحراف و طرح اعتراض روشن است. اگر مراد از این رفتارهای نادرست و ناروا این است که ملت از معیارهای انقلاب و اصول قانون اساسی که چارچوب حرکت اصلاح طلبی آنان است دست بردارند اشتباهی بزرگ مرتکب شده اند و بهتر است آنان که از این معیارها و اصول منحرف شده اند هر چه زودتر به راه درست که همانا قانون اساسی است بازگردند و آزادی بیان، آزادی گروهها و حق انتقاد بدون هزینه را برای جامعه به رسمیت بشمارند. اگر بنا باشد در جامعه به صرف انتقاد از حکومت و دولت و اعتراض به انحرافی که ملت معتقد است صورت گرفته به دلسوزان کشور انگ های نادرست بزنند و هر عنوانی را به منتقدین بدهند خلاف عدل و انصاف و مردم سالاری است. چارچوب حرکت همه ما معیارهای انقلاب، راه روشن حضرت امام (ره) و قانون اساسی است و همه باید بدانند انحراف از این معیارهای روشن ما را به نقطه ای خواهد رساند که همه متضرر خواهند شد.
 
نوشته شده در پنجشنبه 26 آذر1388ساعت 14:12 توسط من| |

سبز ما از زشتي تهمت جداست
سبز ما رنگي زالطاف خداست
نوشته شده در پنجشنبه 26 آذر1388ساعت 14:2 توسط من| |

دعا و سلام؛ پاسخ هاشمی به حمله یزدی

رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت: «انقلاب اسلامی با اتکا به نیروی مردم و حمایت آن‌ها از رهبری امام، روحانیت و کمک نیروهای دانشگاهی و بازاریان توانست به پیروزی برسد و تداوم آن در گرو حمایت مردم و حفظ رابطه مناسب آن‌ها با حکومت اسلامی است».

به گزارش گروه سیاسی آفتاب، آیت‌الله هاشمی رفسنجانی روز سه‌شنبه در دیدار جمعی از روحانیون و وعاظ ـ که در آستانه ماه محرم صورت گرفت ـ افزود: «وضعیت امروز دنیا با گذشته تفاوت کرده است؛ نسل امروز با اتکا به از بین رفتن انحصارهای رسانه‌ای آگاه و مطلع است و در آینده نیز مطلع‌تر خواهد بود و ما نیز باید تلاش کنیم متناسب با زمان مسائل را برای آن‌ها تبیین کنیم».

وی تصریح کرد: «باید به گونه‌ای با مردم رفتار شود تا آن‌ها احساس کنند نظام به دنبال احقاق حق آن‌ها و حفظ کرامت‌شان است».

وی ادامه داد: «قانون اساسی

متاسفانه ایشان [آقای یزدی] براثر مشکلات جسمی گاهی دچار عصبانیت می‌شود و عجولانه اعلام نظر می‌کند.

در فصول مربوط به تبیین حقوق مردم بسیار خوب تدوین شده است و مسوولان باید تلاش کنند تا با اجرای کامل آن؛ اعتماد جامعه را تقویت نمایند».

رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت: «منافقین از ابتدای انقلاب تلاش می‌کردند هر شخصیت روحانی که در انحرافات عقیدتی آن‌ها، همراهی‌شان نمی‌کنند را حذف فیزیکی و شخصیتی نمایند و امروز نیز در پوشش‌های دیگر در حال فعالیت هستند».

وی تاکید کرد: «حفظ اصل ولایت فقیه و جایگاه رهبری از ضروریات است و همگان باید در این مسیر حرکت کنند و با شناختی که از رهبری دارم با تدبیر ایشان به شرط همکاری دیگران مشکلات سیاسی واقتصادی قابل حل است و باید فعالان عرصه سیاسی کشور به دور از هرگونه تندروی، ایشان را در این مسیر یاری دهند».

وی با انتقاد از برخی افراد و احزاب و گروه‌های سیاسی که با انحصارگرایی و برخورد حذفی مانعی مهم در رسیدن جامعه به حد تعادل هستند تصریح کرد: «اگر برخی فکر کنند با ارعاب و فضاسازی می‌توانند مسائل را حل نمایند در اشتباهند و اگر هم به صورت ظاهری آن را حل کنند پس از گذشت زمان کوتاهی آن موضوع وسیع‌تر از گذشته مطرح خواهد شد».

هاشمی رفسنجانی با خطاب قراردادن فعالان عرصه سیاست در کشور به ویژه قشر روحانیت گفت: «مردم را زیر پرچم اسلام، متحد نگه داریم و نگذاریم اهداف اصلی انقلاب اسلامی در پس منازعات

افرادی هم هستند که شهرت خویش را از راه اهانت به دیگران می‌خواهند که جواب این‌گونه افراد هم سکوت است و دعا برای هدایت‌شان.

سیاسی گم شود».

وی افزود: «براساس آموزه‌های امام(ره)، حرکت در کنار مردم مهمترین عامل پایداری نظام است وهمگان باید قدر انقلاب اسلامی را بدانند و با تنگ‌نظری و کوته‌بینی این فرصت عظیم و تاریخی را زایل نکنند».

وی محرم و واقعه عاشورا را بهترین پایگاه برای شناخت ظالم و حمایت از مظلوم عنوان کرد و گفت: «امروز پس از گذشت 1400 سال عمق و اهمیت این واقعه برای همگان روشن شده است».

رییس مجلس خبرگان رهبری در جواب جمعی از حضار که اجازه جواب به اظهارات آقایان یزدی و حسینیان و زیارتی (حمید روحانی) را خواستند، گفت: «سال‌هاست که جواب من به آقای یزدی درخواست شفا برای ایشان است و ارسال سلام».

وی افزود: «متاسفانه ایشان براثر مشکلات جسمی گاهی دچار عصبانیت می‌شود و عجولانه اعلام نظر می‌کند».

وی تصریح کرد: «افرادی هم هستند که شهرت خویش را از راه اهانت به دیگران می‌خواهند که جواب این‌گونه افراد هم سکوت است و دعا برای هدایت‌شان».

در ابتدای این دیدار حجت‌الاسلام والمسلمین رستگاری به نمایندگی از جمعیت حاضر با انتقاد از وضعیت فعلی رواج شایعه و تهمت بر ضد شخصیت‌های موثر در انقلاب اسلامی و یاران اصلی امام، گفت: ثمره صبر، صلابت و اتکا به خداوند تحقق وعده الهی در مورد پیروزی حق برباطل است.

وی با اشاره به واقعه عظیم عاشورا تأکید کرد: «حرمت‌شکنی نسبت به امام حسین(ع) و خانواده‌اش مصیبت عظیم واقعه‌ عاشورا بود و تدبیر در این واقعه درس‌های بزرگی به همراه دارد».

نوشته شده در پنجشنبه 26 آذر1388ساعت 1:35 توسط من| |

زهرا مصطفوی دختر ارشد امام خمینی(ره) در برابر اهانت صورت گرفته به بنیانگذار انقلاب اسلامی سکوت کرد.

وی که در مراسم سی‌امین سالگرد شهادت ایت‌الله مفتح حضور یافته بود، در گفت‌وگو با خبرآنلاین که نظر وی را درباره اهانت صورت گرفته اخیر به امام خمینی (ره) می‌پرسید، گفت: اجازه بدهید من چیزی نگویم.

او که می‌گفت امام خمینی (ره) هم امام او بوده و هم پدرش، اظهار داشت: به عنوان فرزند امام بهتر است سکوت کنم و حرفی نزنم.

مصطفوی در پاسخ به سوال دیگری که به سوء استفاده‌های برخی جریانات سیاسی از این مساله اشاره داشت گفت: همان که گفتم. اجازه بدهید در این شرایط سکوت کنم.
نوشته شده در سه شنبه 24 آذر1388ساعت 4:17 توسط من| |

موسوی هوادارانش را به هوشیاری در باره توطئه تکرار کارناوال عاشورا فراخواند

مهندس میرحسین موسوی با تاکید بر اینکه آرمانی جز رهروی درمسیر نورانی خاندان پیامبر(ص) نداریم، رنگ سبز را نمادی از این آرمان خواند و با اشاره به تلاش عده‌ای برای هتک حرمت شعائر اسلامی، از حامیانش خواست هوشیاری خود را حفظ کنند.

به گزارش گروه سیاسی آفتاب، متن بیانیه مهندس موسوی به این شرح است:

بسم‌الله الرحمن الرحیم
سال‌روز رحلت حضرت زهرا (س)، سرور زنان جهان فرا رسیده است؛ نور عصمت و خلاصه خلقت، مادر آب‌ها و آبروها، چشمه پاکی و پاکدامنی، بانویی که نامش یادآور حجاب است و یادآور سبزینگی و عفاف است. این روز عظیم را به تمامی پیروان اهل بیت رسالت (ص) تسلیت عرض می‌کنم و برای خود و آنان، توفیق رهروی در مسیر نورانی این خاندان آرزومندم.

ما و شما که امروز قدم در راه خدمت به نظام اسلامی گذاشته‌ایم، آرمانی جز رهروی در چنین مسیر پرافتخاری نداریم و رنگ سبزی که ما دوستداران عترت پیامبر (ص) به عنوان نشانه و پرچم برگزیده‌ایم، نمادی از این آرمان است. ما همه را به این رنگ که نماد عقلانیت دینی است دعوت می‌کنیم.

متاسفانه استقبال از این دعوت نگرانی‌هایی در برخی گروه‌ها ایجاد کرده است. اخباری به دست این جانب می رسد حاکی از تلاشی تکرای برای لکه‌دار کردن این دعوت با انجام حرکات طراحی شده است. پیش از این نمونه‌های معدودی از این سوءنیت مشاهده شده بود.

اینک در سالروز عزای صدیقه کبری گویا کسانی استخدام شده‌اند تا به نام تبلیغ برای اینجانب به هتک حرمت از شائر اسلامی بپردازند و برای دعوت به صحنه‌سازی بزرگ، پیامک‌های جعلی به نام ستاد این جانب در سطح شهر تهران منتشر شده است. این اقدامی است که دوازده سال پیش نیز در عصر عاشورا اتفاق افتاد و بانیان خودسر آن بعدها رسوا شدند.

از حامیان خود می‌خواهم در صورت مواجهه با چنین صحنه‌های اطراف این افراد را خالی کنند و از کار آنان بیزاری بجویند. همچنین از آنان می‌خواهم هوشیاری خود را حفظ کنند تا در ایام باقیمانده تا انتخابات سرنوشت‌ساز پیش رو، فریب کسانی که از تصمیم ملت واهمه دارند را نخورند.

نوشته شده در سه شنبه 24 آذر1388ساعت 4:14 توسط من| |

تكذيب خروج حجت‌الاسلام والمسلمين سيد حسن خمينی از كشور

درپی انتشار شایعه خروج حجت الاسلام والمسلمین سید حسن خمینی از کشور روابط عمومی موسسه تنظیم و نشر آثار حضرت امام خمینی (ره ) این خبر را تکذیب کرد. 

به گزارش گروه سیاسی آفتاب، در اين اطلاعيه با اشاره به درج خبری در برخی رسانه‌ها مبنی بر خروج حجت‌الاسلام ‌والمسلمين سيد حسن خمينی از كشور تاكيد شده است كه وی از كشور خارج نشده و هم‌اكنون در قم حضور دارد.

نوشته شده در سه شنبه 24 آذر1388ساعت 4:11 توسط من| |

میرحسین موسوی: اهانت به عکس امام خمینی یک اقدام ضدانقلابی است

 مهندس میرحسین موسوی پاره کردن عکس امام در جریان وقایع 16 آذر را کاملا مشکوک و یک اقدام ضدانقلابی دانست.
 
وی در پاسخ به این سوال روزنامه جمهوری اسلامی که موضع شما درباره پاره شدن عکس امام و نشان دادن صحنه اهانت به عکس امام از سیمای جمهوری اسلامی و تلویزیون‌های بیگانه چیست گفت: «حضرت امام خمینی احیاگر دین در قرن حاضر و بیدارگر بزرگ ملت ها برای مبارزه با مستکبران است . ایشان به گردن همه ملت ها به ویژه ملت های مسلمان و مردم ایران حق بزرگی دارند و قطعا هیچ انسان منصف و مومنی به خود اجازه نمی دهد چنین اهانتی به عکس ایشان بکند».
 
میرحسین موسوی افزود: «کسانی که به اینجانب محبتی دارند هرگز کوچکترین اهانت به حضرت امام خمینی را جایز نمی‌دانند و حفظ حرمت امام را واجب می‌دانند. اطمینان دارم که دانشجویان هرگز دست به چنین ساختارشکنی‌هائی نمی‌زنند زیرا همه میدانیم که دانشجویان به امام عشق می‌ورزند و حاضرند برای آرمان‌های امام جان‌فشانی کنند».
 
مهندس موسوی گفت: «اطلاعات دقیقی درباره اینکه اصولاً چنین کاری صورت گرفته باشد ندارم کما اینکه درباره عاملان این اقدام ساختارشکنانه نیز اطلاعات روشنی نداریم ولی به‌هرحال اگر چنین کاری صورت گرفته باشد این یک اقدام مشکوک است و پخش آن صحنه ضدانقلابی از سیمای جمهوری اسلامی نیز اقدام نادرستی بود. از رسانه‌های بیگانه که همواره درحال دشمنی با نظام جمهوری اسلامی هستند انتظاری جز این نیست که با سواستفاده از این قبیل حوادث مرتکب چنین اقدامی بشوند اما چنین اقدامی توسط رسانه ملی که موجودیت خود را به برکت انقلاب عظیمی که به رهبری حضرت امام خمینی پیروز شد مرهون است به‌هیچوجه قابل قبول نیست».

نوشته شده در سه شنبه 24 آذر1388ساعت 4:9 توسط من| |

در پی اظهارات اخیر حجت الاسلام سید حمید روحانی درباره برخی مسائل تاریخ انقلاب و شخص آیت‌الله هاشمی رفسنجانی و انتشار آن در یکی از روزنامه‌ها، دفتر رئیس مجلس خبرگان جوابیه‌ای را منتشر کرد. 

به گزارش گروه سیاسی آفتاب، متن این جوابیه که پیش از این به روزنامه انتشار دهنده این اظهارات ارسال شده بود و بنا به اعلام دفتر آیت‌الله هاشمی رفسنجانی روزنامه مذکور از انتشار جوابیه استنکاف ورزید، به شرح ذیل است: 

حجت‌الاسلام جناب آقای سیدحمید روحانی
سلام علیکم
 

سخنرانی با محوریت انتظار و پاسخ‌های دور از انتظار شما به پرسش‌های مثلاً خودجوش، آن هم در زادگاه معمار کبیر انقلاب اسلامی و ذوق‌زدگی بعضی از خبرگزاری‌ها و روزنامه‌های ریز و درشت برای زدودن افکار مترقی و متعالی امام(ره) و هتاکان حرمت بیت و بازماندگان آن پیر فرزانه، در جهت انعکاس کامل آن، این نگرانی را در میان قاطبه دلسوزان انقلاب اسلامی و امام خمینی(ره) موجب شده است که هنوز 30 سال از پیروزی انقلاب اسلامی، نگذشته، منافع زودگذر باندی وقایع‌نگار بعضی از مسائل دوران نهضت اسلامی را –شاید علی‌رغم میل باطنی- مجبور به تلاش در تحریف بعضی وقایع نماید.
 
از افرادی چون شما بیش از این انتظار است که به خاطر دستمالی، قیصریه را به آتش نکشند. هتک حرمت و در آمیختن جملات سخیف با نقد تاریخی، هرچند طی سال‌های گذشته توسط بعضی از مورخان معاند، مرسوم شده، اما گام نهادن اشخاصی که مختصری محضر امام راحل را درک نموده و با سلوک متقیانه آن عبد صالح کمی آشنا هستند، در این مسیر، باعث تعمیق تردید در صداقت تاریخی می‌شود که برای آیندگان از حوادث پیش و پس از انقلاب اسلامی به رشته تحریر درآمده و یا می‌آید.
این تاسف موقعی عمیق‌تر می‌شود که بدون عبرت گرفتن از حوادث دو قرن اخیر ایران، به ویژه حوادث پس از مشروطه، به عنوان یک فرد روحانی، خواسته یا نخواسته توطئه شوم «روحانیت‌ستیزی» و القای فساد روحانیون انقلابی را در یک سخنرانی کاملا احساسی تسهیل می‌نمایید. 

به نظرم اطلاع دارید که پروژه «هاشمی‌ستیزی» با هدف نردبان‌سازی برای ستیز همه‌جانبه با حضور روحانیت در امور اجرایی و تقنینی چنان رندانه کلید خورده است که شخصیت‌های روحانی چون شما را در این مسیر با خویش همراه می‌نماید تا با بلندگو قرار دادن برای بیان ما فی‌الضمیر، بنای قدرت خویش را رفیع و مستحکم سازند. 

توطئه‌گران که سابقا ترور شخصیتی و فیزیکی شخصیت‌هایی چون دکتر بهشتی، دکتر باهنر، استاد مطهری، دکتر مفتح و حتی ترور فیزیکی ناتمام آیت‌الله خامنه‌ای و آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی را آزمودند، خوب می‌دانند که اگر تیر تهمت را بر کمان افرادی از سنخ آنان زه کنند، راه طولانی رسیدن به هدفشان را میانبر رفته‌اند. 

نگاهی از سر تامل به تیتر شدن سخنان انتقادی و غیرانتقادی بعضی از شخصیت‌های روحانی مجلس و دیگر نهادها و ارگان‌ها علیه آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی در بعضی از خبرگزاری‌ها و روزنامه‌ها، حکایت از عقبه بسیار خطرناک گردانندگان پروژه ”روحانیت‌ستیزی” دارد که در همین گذشته نه‌چندان دور رگه‌هایی از این پروژه را در اظهارات پالیزدار دیدید. 

و اما داستان حمایت آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی از منافقین (مجاهدین خلق) در دوران مبارزه، اولاً چیزی نیست که شما کشف کرده باشید. این مطلب خیلی مفصل‌تر در خاطرات دوران مبارزه شخص ایشان آمده و در مصاحبه‌ها و سخنرانی‌هایشان بارها تکرار شده است، ثانیا حمایت از سازمان مجاهدین خلق در سال‌های 52-1348، منحصر به چند نفری که اسم برده‌اید، نیست. 

آن زمان بسیاری از پیشگامان مبارزه
پروژه ”هاشمی‌ستیزی” برای ستیز با حضور روحانیت در امور اجرایی کلید خورده است
(جز معدودی) از آنها حمایت می‌کردند (حتی خود شما) ثالثاً با همه شاخ و برگ‌های غیرواقعی که به آن داده‌اید، نشان از صداقت ایشان با امام و شجاعت ایشان در پس گرفتن آن حمایت‌هاست. صداقت و شجاعتی که بعدها در دوران طولانی مبارزه و پس از پیروزی، ایشان را به عنوان امین‌ترین یار امام برای انتصاب مسوولیت‌های خطیر در کمیته حل مشکل سوخت، شورای انقلاب، سرپرستی وزارت کشور، ریاست مجلس و بالاتر از همه فرماندهی جنگ تحمیلی، در تاریخ جاودان کرده است. 

الحمدالله این رشته دو سویه ارادت به شخصیت حقوقی و حقیقی ولایت‌فقیه، پس از ارتحال امام، با اظهارات و انتصابات فراوان مقام معظم رهبری بر دوام بود و هست و در این میان اظهارات دشمن‌کام بعضی از دوستان، آن هم با عناوینی چون «مورخ انقلاب»؟!، بر گوش‌ها سنگین می‌نشیند. 

اگر این سخنان بر زبان تکنوکرات‌ها و لیبرال‌های مغرض و معاند جاری و در نشریات اپوزوسیون انقلاب منتشر می‌شد، هضم آن برای دوستان و دوستداران انقلاب آسان بود، چون پیداست که آنان به عنوان آلترناتیوهای خیالی، حضور روحانیت را در مصادر امور برنمی‌تابند و تاریخ موارد بسیاری از تهمت‌ها علیه هاشمی رفسنجانی را از نخستین روزهای پس از پیروزی انقلاب تا این اواخر در اسناد و منابع خویش دارد، اما بالا زدن آستین همت توسط بعضی از روحانیون برای برآورده‌ کردن آرزوی محال دوری «مردم از روحانیت» از تناقض‌های عجیب و غریب روزگار است.
 
از همه این موارد که بگذریم، نوع و مقطع ورود شما به این پروژه و استفاده از کلمات و جملاتی که به هیچ وجه با ادبیات حوزه سازگاری ندارد، پرسش‌برانگیز است؟! 

سابقه ذهنی جامعه از آقای زیارتی (حجت‌الاسلام سید حمید روحانی)، فردی است که حتی حاضر است مرحوم شریعتی را در جهت تقویت حوزه‌ها یکبار دیگر به مسلخ تاریخ ببرد، اما ناگهان در چرخش 180 درجه‌ای شخصیت‌ها انقلاب و زبرالحدیدهای نهضت امام خمینی (ره) را به مذبحی می‌برد که سلاخان «دین ستیز» آن را برای استحاله انقلاب در بعضی از رسانه‌های مرموز بنا کرده‌اند.
 
باور این جمله به نقل از شما در رسانه‌ها سخت است که «کسی روزی مرد شماره 2 خوانده می‌شد،‌ وقتی دید که مقام معظم رهبری در مقابل نفسانیات تسلیم نمی‌شود، در انتخابات ریاست جمهوری نهم با سر و مغز زمین خورده»؟! 

شما که مدعی در اختیار داشتن اسناد فراوان تاریخی هستید، آیا می‌توانید حتی یک سند برای این تهمت خویش ارائه نمایید که «بزرگترین اشتباه جبران‌ناپذیر هاشمی تشویق بهتر جوانان مسلمان برای پیوست به سازمان مجاهدین (منافقین) بوده»؟! 

واقعا با چه قیاسی این جمله را می‌گویید که «اینکه هاشمی می‌گوید 50 سال با آیت‌الله خامنه‌ای رفیقم، از قدرت‌طلبی و خودخواهی منشا می‌گیرد»؟! 

آیا می‌توان سخنرانی 29 خرداد مقام معظم رهبری در خطبه‌های نماز جمعه درباره هاشمی رفسنجانی را آن‌گونه که شما می‌گویید، برخاسته از خون دل دانست که صراحتاً می‌گوید «اختلاف من و آقای هاشمی یک توهم است»؟ آیا این توهم شامل شما هم می‌شود؟ 

اگرچه «فرو غلطیدن در لجن‌زار» از عبارات شما در این سخنرانی است، اما آیا اندکی تامل می‌نمایید که خدای نخواسته با سوار شدن بر توسن افراط و تفریط، القاعده‌وار در تنگناهای لجن‌زا تندروی‌‌ها فرو غلطیده‌اید؟ 

جناب آقای روحانی! 

متاسفانه در این سخنرانی، شما خواسته یا ان‌شاءالله ناخواسته توهینی دو سویه را نثار آیت‌الله خامنه‌ای و آیت‌الله هاشمی رفسنجانی کرده‌اید. مطمئناً معتقدین حقیقی به اصل ولایت فقیه سخنان سخیف چون «آلت دست بودن رهبر انقلاب» را هر چند در لوای تحلیل و تفسیر برنمی‌تابند.
امید آنکه برای خوشایند عده‌ای که دیروز و امروزشان معلوم است و همه می‌دانیم برای فردای این مملکت چه خیال‌های شومی در سر دارند، آیینه تاریخ را بیش از این غبارآلود ننماییم که اگر روزی خورشید حقیقت بر آن بتابد، پاسخی در پیشگاه خداوند نداشته باشیم.

نوشته شده در سه شنبه 24 آذر1388ساعت 3:39 توسط من| |

مجمع روحانیون خواستار مجوز راهپیمایی برای نمایش همبستگی عمومی با راه امام شد

 مجمع روحانیون مبارز در اعتراض به هتک حرمت حضرت امام خمینی(س) بیانیه‌ای صادر کرد.

به‌گزارش گروه سیاسی آفتاب، متن این بیانیه بدین شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم

حضرت امام خمینی(س) مظهر ایمان، عزت و عظمت ملت بزرگی است که به رهبری آن عزیز، مردمی ترین انقلاب عزت آفرین، ضد استکباری و ضد استبدادی را بر پا کرده است.

عشق ملت ما به این بزرگ مرد تاریخ، عامل مهم پیروزی انقلاب و تأسیس نظام جمهوری اسلامی مبتنی بر ارزش های الهی و حقوق انسانی مردم است، مردمی که به تعبیر حضرت امام ولی نعمت مسؤولان و اربابان واقعی کشور و حکومت هستند.

همواره بوده‌اند کوردلان منحرف و مغرض که تاب دیدن آفتاب درخشان وجود امام را نداشته و ندارند و صد البته این عده بسیار اندک همیشه مطرود مردم بوده و خواهند بود. روشن است که هر گونه اسائه ادب و اهانت به امام، اهانت به ملت بزرگوار ایران است.

شایسته این بود با هر انسان مغرض یا بیماری که به چنین اقدامی دست زده است، برخورد قاطع شود و از هر گونه سوء استفاده جناحی و باندی از این امر پرهیز گردد.

مجمع روحانیون مبارز که افتخار بزرگش اقتداء به امام خمینی(س) و دفاع از راه وآرمان های اوست و همواره بر اصلاح امور با تکیه بر معیارها و ارزش های مورد نظر امام که در قانون اساسی مصوب ملت نیز منعکس است تأکید داشته ودارد، درخواست یک راهپیمایی با شکوه برای نشان دادن دلبستگی همگان به راه امام و تجلیل از یاد و نام او را دارد و در این باب اقدام رسمی و مکاتبه با مسؤولان ذی ربط را به عمل می‌آورد و نتیجه را به استحضار ملت شریف خواهد رساند.

نوشته شده در سه شنبه 24 آذر1388ساعت 2:57 توسط من| |

۱۶ آذر روز تجلی سبز ارده متفکرانه و مترقیانه فرزندان آزادیخواه ملت(روز دانشجو)گرامی باد
نوشته شده در پنجشنبه 19 آذر1388ساعت 4:14 توسط من| |

به گزارش کانون زنان ایرانی دکتر زهرا رهنورد‌، استاد دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران در محوطه این دانشکده برای بزرگداشت روز دانشجو آماده می‌شده که مورد این تهاجم قرار گرفته است.


به گزارش کانون زنان ایرانی به نقل از یک شاهد عینی رهنورد از این زنان پرسیده است که چرا وی را تعقیب می‌کنند که آن‌ها مدعی شده‌اند برای محافظت از رهنورد آمده‌اند. پس از گذشت مدتی با متشنج شدن فضا گفتگوها به درگیری لفظی و اهانت سردسته این زنان به رهنورد منجر شده است. زن سردسته از رهنورد پرسیده است که افکارتان قبل و بعد از انقلاب چه بوده است؟

این شاهد عینی ادامه می‌دهد: رهنورد به آنها گفت شما بازجو هستید و یا به قول خودتان محافظ که آن زن گفت تو از ما می‌ترسی. پاسخ رهنورد این بود که جز از خدا از هیچ‌کس نمی‌ترسم و جز صدای سبز آزادی و دمکراسی صدای دیگری از من نمی‌شنوید. سپس سردسته این زنان به زور وارد ساختمان مرکزی دانشکده هنرهای زیبا می‌شود که نهایتا با دخالت حراست دانشگاه زهرا رهنورد از محوطه خارج شده است.

اما این افراد با تعقیب رهنورد در خارج از دانشگاه در میانه خیابان وصال در حالی که او سوار ماشین حراست دانشگاه بود گاز فلفل را از فاصله بسیار نردیک به صورت وی پاشیده‌اند که منجر به آسیب‌دیدگی شدید او شده است. که با دخالت اهالی محل و مغازه‌دارها و مامورین حراست رهنورد از محاصره نیروهای شبه نظامی خارج می‌شود.

به گزارش کانون زنان ایرانی، طبق اخبار رسیده وضعیت ریوی و بینایی رهنورد به دلیل پاشیدن گاز فلفل از فاصله نزدیک هنوز بهبود پیدا نکرده است.

نوشته شده در پنجشنبه 19 آذر1388ساعت 4:2 توسط من| |

تجمع دانشجویان مقابل دانشكده فنی دانشگاه تهران با دخالت حراست دانشگاه پایان یافت .

به نوشته سایت جهان، هرچند از روز گذشته اطلاعیه هایی مبنی بر غیرقانونی بودن تجمع در دانشگاه تهران در روز چهارشنبه بر در و دیوار دانشگاه نصب شده بود گروهی از دانشجویان بدون توجه به این هشدارها تجمعاتی را برگزار كردند كه با دخالت حراست این افراد متفرق شدند .

در گردهمایی امروز رییس دانشكده فنی و چند تن از معاونانش به دعوت دانشجویان شركت داشتند.كمره ای در سخنانی گفت : از صبح امروز جلساتی برای بررسی حوادث دو روز گذشته در دانشگاه برگزار شده و تا ساعتی دیگر قرار است جلسه ای با شورای ریاست پردیس داشته باشیم تا مسایل به طور كامل بررسی شود.

پس از صحبت های كمره ای یكی از طرفداران مهندس موسوی پشت تریبون رفت و خطاب به وی گفت: شما مزدور در مزدور هستید و حرف هایتان اعتباری ندارد. كمره ای پس از شنیدن این حرف سری به تاسف تكان داد و با همراهانش جلسه را ترك كرد.

كلید تجمع امروز در دانشكده حقوق زده شد . ظهر امروز تعدادی دانشجو در تالار شیخ انصاری دانشكده حقوق جمع شدند. برخی افراد درهای تالار دانشكده حقوق كارت های دانشجویی دانشجویان را بررسی می كردند و بعد اجازه ورود به جلسه به آنها می دادند.در این جلسه كه به صورت تریبون آزاد اداره می شد طرفداران مهندس موسوی پشت تریبون می آمدند و در سخنانی خواستار استعفا و محكومیت رییس دانشگاه شدند.

این افراد پس از پایان جلسه از دانشكده حقوق به سمت دانشكده فنی رفتند و مقابل آن تجمع كردند ولی با حضور ماموران حراست پس از دقایقی متفرق شدند.با این حال تجمعات چند نفره در گوشه و كنار محوطه دانشگاه به چشم می خورد .
نوشته شده در پنجشنبه 19 آذر1388ساعت 3:57 توسط من| |

حرکت سبز ملت ایران در 16 آذر خشم لباس شخصی ها را برانگیخته است. امروز صبح جو دانشگاه تهران متشنج شد و نیروهای لباس شخصی با هماهنگی حراست وارد این دانشگاه شدند.


به گزارش شاهدان عینی، در پی بروز درگیری در دانشکده فنی دانشگاه تهران میان دانشجویان مخالف دولت از یک سو و مأموران لباس شخصی و دانشجویان بسیجی از سوی دیگر، کلاس های درس در این دانشگاه تعطیل شده است.

یکی از دانشجویان این دانشگاه  گفت که پس از درگیری های ساعات اولیه صبح امروز (سه شنبه ۱۷ آذر – ۸ دسامبر) که به ویژه در محل دانشکده فنی رخ داد و به شکسته شدن درها و شیشه های این دانشکده انجامید، از درگیری میان دو گروه تا حدودی کاسته شده، اما جو دانشگاه همچنان متشنج است.

پیش تر شاهد عینی دیگری گفته بود که دانشجویان مخالف دولت قصد داشتند در اعتراض به نحوه برخورد مأموران لباس شخصی در روز ۱۶ آذر در دانشکده فنی تجمع کنند که درگیری رخ داد.

به گفته شاهدان، مأموران لباس شخصی برای برخورد با دانشجویان از باتوم استفاده کردند.

تصاویر منتشر شده در یوتیوب هم صحنه ای را نشان می دهد که دانشجویان ظاهرا برای خنثی کردن گاز اشک آوری که به درون راهروی دانشکده فنی پرتاب شده، آتش روشن کرده اند.

خبرگزاری رسمی دولت ایران گزارش داده است که مأموران "نظامی و انتظامی" از صبح روز سه شنبه در اطراف دانشگاه تهران مستقر شده بودند و مسئولان انتظامات دانشگاه هم پس از کاسته شدن از شدت درگیری ها، درهای اصلی دانشگاه را بسته اند.

خبرگزاری های حامی دولت نوشته اند که تعداد دانشجویان بسیجی و هوادار دولت بسیار بیش از معترضان بوده است، اما دانشجویان معترض می گویند که تعداد زیادی از مأموران لباس شخصی که دانشجوی این دانشگاه نبوده اند، در جمع هواداران دولت دیده می شدند.

گفته می شود یکی از دلایل تعطیلی کلاس های دانشگاه تهران، اعتراض دانشجویان به حضور افراد غیر دانشجو در این دانشگاه بوده است.

خبرنگاران رسانه های بین المللی از حضور در سطح شهر تهران برای پوشش خبری حوادث روزهای ۱۶ و ۱۷ آذر منع شده اند.

شاهدان عینی  گفته اند که دست کم یک نفر در جریان حوادث روز سه شنبه دانشگاه تهران بازداشت شده است.

به گفته آنها، مهدی بلخاری، دانشجوی فوق لیسانس مهندسی صنایع دانشگاه تهران و عضو سابق انجمن اسلامی دانشکده علوم این دانشگاه توسط افراد لباس شخصی دستگیر و به خارج از دانشگاه منتقل شد، اما معلوم نیست که به چه نهادی تحویل داده شده است

نوشته شده در پنجشنبه 19 آذر1388ساعت 3:47 توسط من| |

زیباترین پدیده جمع‌شدن مردمی است که تفاوت‌ها را کنار نمی‌گذارند، بلکه به رسمیت می‌شناسند

حرکت دانشجویی گواه بر واقعیت‌هایی بزرگتر از خویش است / بعد از حوادثی که چند ماه گذشته به خود دید کیست که بتواند حقیقت را انکار کند؟ / زیباترین پدیده جمع شدن مردمی از سلیقه‌های گوناگون گرداگرد هم بود که تفاوت‌ها و تنوع‌هایشان را کنار نمی‌گذاشتند، بلکه به رسمیت می‌شناختند / بزرگی یک ملت در عظمت جان اوست / چون بهار از راه می‌رسد و حیات ما را دیگرگون می‌کند به مبارکی آن ایمان بیاوریم و از تغییراتی که ایجاد می‌کند نترسیم / شهامتی که یک انسان رشید نشان می‌دهد همراه با هیاهو نیست، مانع از دوراندیشی و مستلزم قبول هزینه‌های بی‌دلیل نیست / مسئله مردم این است که به یک ملت بزرگ بزرگی فروخته می‌‌شود /آن چیزی که مردم را به واکنش وا می‌دارد آن است که به صریح‌ترین لهجه بزرگی آنان انکار می‌شود...


 

میرحسین موسوی به مناسبت عید سعید و سبز غدیر خم و سال‌روز ۱۶ آذر بیانیه‌ای صادر کرد. متن این بیانیه به شرح زیر است‌:

بسم الله الرحمن الرحیم

عید سعید غدیر را به ملت مسلمان ایران تبریک می‌گویم و از خداوند متعال نزدیک شدن به آرمان‌های صاحب غدیر را برای آنان و تمامی مسلمانان جهان مسئلت می‌کنم. در این عید شیعیان برای هم برکت و بهروزی آرزو می‌کنند و از یکدیگر تحفه‌هایی را می‌طلبند که به تحقق چنین آرزوهایی کمک کند و متضمن سرانجامی نیکو برای ملت و کشور خصوصا در شرایط بحران‌زده کنونی باشد. چنین انتظاری از ما نیز هست و حتی اگر این انتظار وجود نداشت برآورده کردن آن وظیفه‌ای بر عهده ما بود.

برای این منظور کاری که از ما برمی‌آید صمیمیت در خیرخواهی است، حتی اگر آن را نپذیرند، و پایداری در دوراندیشی است، حتی اگر چنین نامی بر آن نگذارند. خطرهایی بزرگ‌تر از آن در پیش است که چه ما و چه دیگران از خویشتن یاد کنیم و واقعیت‌هایی سترگ‌تر از آن در برابر قرار دارند که با نادیدن ناپدید شوند. با استمداد از لطافتی که فضای عید ایجاد کرده است و با استفاده از فرصتی که روز شانزدهم آذر به وجود می‌آورد چه چیز بهتر از پرداختن به آنچه می‌تواند داروی درد امروز باشد؛ دارویی که الزاما تلخ نیست، اگر پیشداوری‌ها را کنار بگذاریم.

روز دانشجو در پیش است. در تاریخ معاصر ما جنبش دانشجویی همواره نوعی پرچم و گواه برای حرکت مردم بوده است. در روزهای تلخ بعد از کودتا و در تاریک‌ترین برهه از تاریخ ملت ما، زمانی که همه آرزوها برباد رفته به نظر می‌رسید آنچه در شانزدهم آذر ۱۳۳۲ روی داد شاهدی بود که معلوم می‌کرد روح مردم و خواسته‌های تاریخی‌شان هنوز زنده است. آن «سه قطره خون» و آن «سه آذر اهورایی» که روز دانشجو را پایه گذاشتند، اگر پس از نیم قرن هنوز از تازگی، درخشندگی و اهمیت برخوردارند، به خاطر آن است که نسبت به وجود و حیات واقعیتی عظیم‌تر در جان مردم شهادت ‌دادند.

این گواهی در سال‌ها و نسل‌های پس از آن نیز از سوی جنبش دانشجویی ادامه داشت و هنوز ادامه دارد. جامعه به دلایل بسیار گرایش‌های در حال تکوین در بطن خویش را پیش چشم کسانی که تنها به ظاهر آن می‌نگرند نمایان نمی‌کند. دگرگونی‌های بزرگ معمولا متهمند که یک‌باره روی می‌دهند و از بازیگران سیاسی فرصت هماهنگ شدن با خود را دریغ می‌کنند. البته در حقیقت هیچ تحولی دفعتا تحقق نیافته است؛ تنها بروز و ظهور تغییرهاست که شکلی دفعی دارد. در چنین شرایط گواهانی که از اعماق ناپیدای جامعه خبر می‌دهند به راستی ارزشمندند.

جنبش دانشجویی در تاریخ معاصر ما همواره حاوی ‌گزارش‌هایی از شکل‌گیری جریان‌های عمیق سیاسی و اجتماعی در متن جامعه بوده است. این نقشی است که اگر حاکمان با درایت برخورد می‌کردند می‌توانست و می‌تواند برای عبور کم‌هزینه به سمت توسعه و پیشرفت بیشترین بهره‌ها را برساند، اما آنان خشمگینانه این نشانگر ذی‌قیمت را می‌شکنند؛ آنان دوست دارند به خود تسلی دهند که حرکت‌های دانشجویی جز غوغای چند جوان پرسروصدا نیستند که اگر خاموش شوند صورت مسئله از اساس پاک خواهد شد؛ داستانی تکراری از انکار واقعیت‌ها و تلاش برای تولید و تفسیر اطلاعات مطابق میل دولتمردان که تقریبا هیچ عهد تاریخی بدون شمه‌ای از آن پایان نیافته است.

ان هولاء لشرذمه قلیلون، (گفتند که) اینها گروهی ناچیزند (به قول امروزی‌ها خس و خاشاکی بیش نیستند)، و انهم لنا لغائظون، و آنها ما را به خشم می‌آورند، و انا لجمیع حاذرون، و ما همگی در آماده‌باش به سر می‌بریم، فاخرجناهم من جنات و عیون، پس خداوند آنان را از باغ‌ها و چشمه‌سارها بیرون کرد، و کنوز و مقام کریم، و از گنج‌ها و از جایگاه دلپسند.

چه تلخ است اگر پس از این همه عبرت‌های دور و نزدیک مشابه این خطا هنوز در رفتار کسانی دیده ‌‌شود؛ آنهایی که اصرار دارند بگویند مردم دیگر ساکت شده‌اند و فقط دانشجویان مانده‌اند؛ در دانشگاه‌ها هم فقط تهران ناآرام است، از تهران هم فقط دانشگاه‌های مادر هیاهو می‌کنند، آنجا هم کانون جنبش و جوشش، چند نفر جوان غریبند که اگر آنها را به اخراج از خوابگاه و محرومیت از تحصیل تهدید و محکوم کنیم داستان تمام می‌شود. خوب! تمام این کارها را کردید، پس چرا داستان تمام نشد؟

زیرا حرکت دانشجویی گواه بر واقعیت‌هایی بزرگتر از خویش است. ای کاش قدر آن را می‌دانستند، از پیش‌آگهی‌هایی که درباره تحولات دور و نزدیک می‌دهد درس‌ می‌گرفتند و خود را با این تغییرات هماهنگ می‌کردند، خصوصا اینک که دانشجویان نه مستوره‌ای کوچک از مردم، که یکی از وسیع‌ترین و فعال‌ترین قشرها را تشکیل می‌دهند. درحال حاضر از هر بیست ایرانی یک نفر دانشجوست. متصدیان امور اگر پیش از این به نقش آنان به عنوان گواه فردا توجه کرده بودند اینک در چنین بحرانی قرار نداشتند.

البته این یک قاعده دوسویه است. حرکات دانشجویی هم به اندازه‌ای که از تمایلات واقعی جامعه خبر بدهند نیرومند و ریشه‌دارند، زیرا قدرت نهادهای اجتماعی در گرو پایبندی به ضرورتی است که آنها را ایجاد و ایجاب می‌کند. نسل ما آن زمان که در حرکات دانشجویی شرکت داشتیم به روشنی می‌دید که پیوند با متن جامعه تا چه حد در توانایی‌هایش موثر است. در آن زمان گرایش‌های بسیاری میان دانشجویان به چشم می‌خورد. اگر انجمن‌های اسلامی از همه قوی‌تر بودند به خاطر آن بود که از واقعیت‌‌های اجتماعی بیشتر نمایندگی می‌کردند.

بسیاری از فعالان دانشجویی امروز، گردانندگان فردای جامعه خواهند بود و این دلیلی مضاعف است تا مظهریت از واقعیت‌های اجتماعی را از دست ندهند . قدرت و سرزندگی آنها در گرو این رمز است. راز موفقیت سیاستمداران نیز همین است. آنها تا اندازه‌ای که بتوانند خواست‌ها و تمایلات جامعه را بشناسند و با آنها منطبق شوند، بلکه تجلی و گواه آنها قرار بگیرند، قادرند به کشور خود خدمت کنند، یا لااقل قدرتمند باقی بمانند. و این تصور که کسی می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌تواند به رغم گرایش‌های مردم بر آنان حکومت کند بیشتر از یک توهم نیست. حتی زمانی که یک دولت موفق می‌شود با تکیه بر نیروی سرکوب موجودیتش را حفظ ‌کند فی‌الواقع از انطباق خود با آمادگی جامعه برای تمکین در برابر زور ارتزاق کرده است، گرچه این تمکین هم تا ابد نمی‌پاید.

جامعه ما اینک شگرف‌ترین تحولات را تجربه می‌‌کند؛ بعد از حوادثی که چند ماه گذشته به خود دید کیست که بتواند این حقیقت را انکار کند؟ ماهیت دقیق این دگرگونی چیست؟ این بزرگترین سوال برای ما و برای مخالفان ماست. آنان نیز اگر بدانند که چه رویداد عظیم و مبارکی در راه است، کلاه‌خودها و چوب‌دستی‌هایشان را کنار می‌گذارند و به دنبال ابزارهایی برای پرستاری از این گیاه پاک که در خاک ما جوانه زده است می‌روند.

در میان زیبایی‌های بسیاری که روزهای پیش از انتخابات را نورانی می‌کرد زیباترین پدیده جمع شدن مردمی از سلیقه‌های گوناگون گرداگرد هم بود. آنها برای آن که به این کار موفق شوند تفاوت‌ها و تنوع‌هایشان را کنار نمی‌گذاشتند، بلکه به رسمیت می‌شناختند. کسی لازم نمی‌دید که برای شرکت در این یکرنگی هویت خویش را از دست بدهد و دیگری شود. در آن یگانه‌شدن‌ها حظی وجود داشت که فطرت‌هایمان می‌پسندید. آن زنجیره‌های سبز انسانی که شهرهای ما را فرا گرفت نمایشی تهی از حقیقت نبود. قرار نبود بعد از آن که از پل گذشتیم به سرنوشت یکدیگر اهمیت ندهیم و جان‌‌هایمان نمی‌خواست که پس از چشیدن طعم آن یگانگی از نو پراکنده شویم. چنین چیزی بدون تردید نشانه‌ای از طلوع بزرگی و رشد در حیات یک ملت است.

بزرگی یک ملت در ثروتمند بودن یا قدرتمند شدن نیست؛ اینها فقط بخش کوچکی از آثار آن است. بزرگی یک ملت در عظمت جان اوست. بزرگی به آن است که بتوانیم امور ظاهرا ناسازگار را با هم داشته باشیم. خانه کوچک مکانی است فقط برای «من»، اما در خانه بزرگ برای دیگران هم جا وجود دارد. کارفرمایی که جانش کوچک بود فکر می‌کرد جز با تجاوز به حقوق کارگران نمی‌تواند مالی بیندوزد، حال آن که کارآفرین بزرگ تنها راه سود بردن را سود رساندن می‌بیند. همین‌گونه است تفاوت کارگر کوچک و کارگر بزرگ. به هزار دلیل تنها راه بهره‌مند شدن این است که همه با هم بهره‌مند شوند، اما کسانی که کوچکند ظرفی ندارند که در آن دیگری هم بگنجد. همچنین است تفاوت دینداری که بزرگ است و دینداری که کوچک است.

دیندار بزرگ امام صادق (ع) است که در خانه خدا می‌نشیند و با منکر خدا حکیمانه گفتگو می‌کند. حقیقت خانه خدا همان قلب اوست که برای همگان جا دارد و برای همه حق قائل است؛ حق زیستن، حق شنیدن، حق برگزیدن، حق اشتباه کردن، حق بزرگ بودن. آری بزرگ بودن، و الا بزرگ به کوچک چه کار دارد؟ غیردیندار را در جایگاهی می‌بیند که می‌تواند به زیبایی‌های دین رو کند، اگر نتوانسته‌ است حقیقتی را بیابد احتمال درک آن را از سوی دیگری نادیده نگیرد، یا می‌تواند کوچک باشد و هر چیزی را که نچشیده است انکار کند؛ هر چیزی را که درک نمی‌کند ترک کند و بی‌آن‌که بنشیند و برای فهمیدن گوش بدهد، عقاید دیگران را بی‌اساس بخواند.

ملت ما اینک دارد نشانه‌های بزرگی خود را به نمایش می‌گذارد؛ آن تحول شگرفی که جامعه ما در تکاپوی تجربه آن است این است. البته چیزی که اهمیت دارد خود این بزرگی است و نه نشانه‌های آن. نشانه‌هایش را باز می‌گوییم تا خود آن را باور کنیم که چونان بهار از راه می‌رسد و حیات ما را دیگرگون می‌کند؛ تا به مبارکی آن ایمان بیاوریم و از تغییراتی که ایجاد می‌کند نترسیم. این همان رشدی است که انقلاب ما به امید آن بنا نهاده شد. چندی گذشت و از آن غافل شدیم، ولی پروردگارمان غافل نشد. بذری را که سی سال پیش از این با هزار امید در خاک خود کاشته بودیم پرورش داد تا اینک که جوانه‌هایش را پیش‌رویمان قرار داده است.

نشانه‌های بزرگی یک ملت شبیه به صفاتی است که از یک انسان رشید انتظار می‌رود. کسی که آرمان ندارد هیچ نمی ارزد، اما کیست که بتواند در عین آرمان‌گرایی ارتباط خود را با واقعیت‌ها از دست ندهد؟ یک انسان رشید؛ و یک ملت بزرگ. اگر مردم علیرغم تمامی صحنه‌های تلخی که در این چند ماهه دیده‌اند همچنان اجرای بدون تنازل قانون اساسی را شعار محوری خود می‌دانند به آن خاطر نیست که اگر چیز دیگری بخواهند به آنها داده نمی‌شود. تنها و تنها حکمت و واقع‌بینی مردم بود که اجازه نداد رفتار زشت حاکمان به واکنش‌های عصبی و لجام‌گسیخته بیانجامد.

به عنوان مثالی دیگر صفت شجاعت را در نظر آورید. شهامتی که یک انسان رشید (مثلا یک پدر در دفاع از دختر جوانش) نشان می‌دهد همراه با هیاهو نیست، مانع از دوراندیشی و مستلزم قبول هزینه‌های بی‌دلیل نیست، اما هول‌انگیزتر و اثرگذارتر از زور بازوی دیگران است. آیا مشابه این کیفیت‌ را در شجاعتی که مردم ما به نمایش می‌گذارند مشاهده نمی‌کنید؟

به عنوان مثالی دیگر انعطاف یک انسان رشید به معنای وادادگی نیست، بلکه بدان معناست که او برای رسیدن به مقصود خود پر از راه‌حل‌های گره‌گشاست. در طول شش ماه گذشته هر روز روزنه‌هایی که مردم می‌گشودند بسته می‌شد و آنان هربار بدون آن که به رودررویی کشیده شوند یا آرمانشان را کنار بگذارند راه‌‌‌‌حل‌های جدید خلق می‌کردند.

به عنوان مثالی دیگر به صبر و متانتی که در حرکت مردم وجود دارد نگاه کنید؛ خواسته‌هایشان را چنان با حوصله‌ای زندگی می‌کنند که گویی می‌توانند صد سال آنها را زندگی کنند؛ حوصله‌ای که مخالفانشان را خسته کرده است، حوصله‌ای که از رشد حکایت می‌کند.
و به عنوان مثالی دیگر انسان رشید کسی است که اعتماد به نفس دارد؛ یعنی نسبت به ارزش‌های وجودی خود آگاه است. برای زمانی طولانی ما این‌گونه نبودیم. سرهای ما فروافتاده بود. دو قرن وابستگی خودباوری را از ملت ما گرفته بود، تا این که انقلاب ترمیم این باروی فروریخته را آغاز کرد. ولی آیا بلافاصله به این هدف رسیدیم و عمق روح خود را از آن لطمه‌های تاریخی پاک کردیم؟

پس چرا وقتی هنرمندانمان در جهان مورد تحسین قرار می‌گرفتند متعجب می‌شدیم؟ انگاری احتمال هم نمی‌دادیم که از ایرانی هنری سر بزند، یا اگر بدبین بودیم بی‌باور به آن که ممکن است کمترین نکته قابل‌ستایشی در ما وجود داشته باشد به دنبال ردپای توطئه می‌گشتیم. آیا اگر یک انسان رشید هم مورد تحسین قرار گیرد این‌گونه واکنش‌ نشان می‌دهد؟ یا او از فضائل خویش آگاه است، به قدری که تمجید‌ها نه جانش را ذوق‌زده می‌کند و نه مسیرش را تغییر می‌دهد. در چند ماه گذشته ملت‌ها ایرانیان را بسیار ستودند، اما واکنش مردم ما را در مقابل این تحسین‌ها با گذشته مقایسه کنید تا ایمان بیاورید که جان جامعه ما دارد نشانه‌های عظمت را تجربه می‌کند.

در سند چشم‌انداز بیست ‌ساله آمده است که ایران باید در سال ۱۴۰۴ قدرت اول منطقه باشد. آیا قرار است در آن سال ما به منطقه و جهان راست بگوییم که قدرت بزرگی هستیم یا دروغ بگوییم؟ ‌آیا قرار است در حالی که هنوز بزرگ نشده‌ایم لباس‌های بزرگ بپوشیم تا عظیم به نظر برسیم؟ آیا قرار است در سطح کشورهای منطقه طرح‌های عمرانی نیمه‌کاره افتتاح کنیم، یا سفرهای شکست‌خورده‌مان را با امدادهای رسانه‌ای پیروزی بنامیم، یا خود را کانون دائمی جنجال‌ها قرار دهیم، یا با تحقیر دیگران و توهین به آنان ادعای عظمت کنیم؟ یا قرار است واقعا قدرتمند باشیم؟ این سوال را از آنجا می‌پرسم که یک کشور تنها زمانی بزرگ است که ملتی بزرگ داشته باشد.

دعایمان مستجاب شد و ملت با تکیه بر زانوان خود به بلوغ و رشدی که شایسته او بود رسید، منتهی مشکل آن است که یک ملت بزرگ نمی‌نشیند تا در روز روشن رایش را ببرند و هیچ نگوید. یک ملت بزرگ انتخابات درجه دو انتصابی را تحمل نمی‌کند. وقتی که یک ملت بزرگ می‌شود دیگر خدمتگزارانش اجازه ندارند به او بگویند چه باید بخورد و کجا باید برود و چه کسی را برگزیند و به چه چیز و چه کس اعتماد کند. یک ملت بزرگ از شورای نگهبان انتظار دارد آنها را قانع کند که تقلبی در انتخابات روی نداده است، نه آن که تنها یک ادعا پیش رویشان بگذارد و ادعای خود را باطل کننده انبوهی از مشاهدات و مستندات بداند.

از ما می‌خواهند که مسئله انتخابات را فراموش کنیم، گویی مسئله مردم انتخابات است. چگونه توضیح دهیم که چنین نیست؟ مسئله مردم قطعا این نیست که فلانی باشد و فلانی نباشد؛ مسئله‌ آنها این است که به یک ملت بزرگ بزرگی فروخته می‌‌شود. آن چیزی که مردم را عصبانی می‌کند و به واکنش وا می‌دارد آن است که به صریح‌ترین لهجه بزرگی آنان انکار می‌شود.

مگر نمی‌خواهید که ما نباشیم و شما باشید؟ راهش توجه به این واقعیت است؛ مردم با زید و عمرو عهد اخوت ندارند و آن کسی را بیشتر می‌پسندند که حق بزرگی آنان را کامل‌تر ادا کند. این مسئله‌ای است که توجه به آن نه فقط گره انتخابات، که هزار گره دیگر را نیز می‌گشاید. و اگر بنا باشد حل نشود آرزو کنید که دامنه‌های مشکل در یک انتخابات، محدود بماند.

برادران ما! اگر از هزینه‌های سنگین و عملیات عظیم خود نتیجه نمی‌گیرید شاید صحنه درگیری را اشتباه گرفته‌اید؛ در خیابان با سایه‌ها می‌جنگید حال آن که در میدان وجدان‌های مردم خاکریزهایتان پی در پی در حال سقوط است. ۱۶ آذر دانشگاه را تحمل نمی‌کنید. ۱۷ آذر چه می‌کنید؟ ۱۸ آذر چه می‌کنید؟ چشمانی را که در صحن دانشگاه به رزمایش‌های بی‌فایده افتاده و آنها را نشانه ترس یافته چگونه تسخیر می‌کنید؟ اصلا همه دانشجویان را ساکت کردید؛ با واقعیت جامعه چه خواهید کرد؟

اینها سخنانی است که ما از روی خیرخواهی می‌گوییم و شنیده نمی‌شود. اگر می‌شنیدند راه پیروزی خیلی نزدیک می‌شد؛ آن پیروزی را می‌گویم که عبارت از غلبه یک حزب نیست، بلکه فراگیر شدن بلوغ یک ملت است؛ آن پیروزی که انسان‌ها را همچون جوانه‌های یک مزرعه یکی یکی و گروه گروه بزرگ می‌کند و بی آن که لازم باشد هویت خود را از دست بدهند سبز می‌کند، تا جایی که خود زندانبان از کارهایی که می‌کند خجالت بکشد.

اخیرا شنیدم بسیج دانشجویی یکی از دانشگاه‌ها در مراسم خود برای مخالفان هم فرصت سخن گفتن قرار داده است؛ این یک شروع خوب است. یا شنیدم که در عید غدیر مخالفان مردم به یکدیگر شال سبز هدیه می‌دهند. از دیدگاهی که این همراه شما می‌نگرد این را بزرگترین عیدی است. زیرا این ما نبودیم که سبز را انتخاب کردیم، بلکه سبز بود که ما را برگزید. آیا ممکن است که این رنگ، برادران ما را نیز برگزیند؟ آری ممکن است، زیرا ذی‌جود کسی است که به حیله حیله‌زننده نگاه نمی‌کند، و راه سبز شدن بر هیچ کس بسته نیست.

میر‌حسین موسوی
۱۵/۹/۱۳۸۸

برگرفته از: کلمه

نوشته شده در پنجشنبه 19 آذر1388ساعت 3:29 توسط من| |

رئيس دولت اصلاحات گفت: انتظار این بود که کم کم فضا غیر امنیتی شود ، نه اینکه انتقاد و نقد کردن این همه هزینه برای جامعه داشته باشد، باید به خاطر داشت کسی که نقد می‌کند برانداز نیست بلکه دلسوز انقلاب و جامعه است.

به گزارش ايلنا، سیدمحمد خاتمی در دیدار و گفت و گو با جمعی از اعضای هیات علمی دانشگاه‌ علم و صنعت ایران با اشاره به مباحث مطرح شده از سوی استادان در ابتدای این نشست؛ گفت:«همه مطالبی که در این جلسه بیان شد مطالبی خوب؛پخته و مبتنی بر تحلیل درست بود، همچنانکه از محیط دانشگاهی انتظار می‌رود همه بحث‌ها به نحوی ناظر بر این بود که چگونه می‌شود از این وضعیت بیرون رفت و وضعیت بهتری داشت.»

وي با بیان اینکه «خوشبختانه جامعه دانشگاهی ما هم درد را می‌شناسد و هم تلاش می‌کند راه حلی را برای رفع درد ارائه دهد»، اظهار داشت:«یکی از مشکلاتی که در جامعه ما وجود دارد، عدم درک جایگاه دانشگاه و دانشگاهیان در مجموعه نظام و عدم بهره‌گیری از آنهاست.»
رئیس بنیاد باران در بیان علل و موانع کنونی پیش آمدن این وضع افزود:« در حال حاضر نیز وضعیتی وجود دارد که همچنان فضا به سوی محدود تر شدن آن پیش می‌رود و متاسفانه زیانی که از این ناحیه، مملکت دچار آن می شود زیان غیرقابل جبرانی است.»
خاتمی درباره توانایی های دانشگاه در بهبود وضع کشور و پیشبرد همه جانبه گفت: « بعد از انقلاب هم از این ظرفیت دانشگاه کمتر استفاده شده است؛ البته در یکی دو مورد عکس این اتفاق افتاد، یکی در تدوین برنامه چهارم توسعه اقتصادی و اجتماعی کشور که مرحوم دکتر عظیمی محور کار قرار گرفت.»
وی افزود:«در جریان تدوین این برنامه هزاران ساعت نفر از نیروهای مختلف دانشگاهی از دانشگاه‌های مختلف بحث و صحبت کردند، بطوریکه تقریبا کمتر نظر علمی و دانشگاهی بود که در حد امکان شنیده نشده باشد و بر اساس آن برنامه چهارم تدوین شد که به نظر من علمی ترین و واقع بین ترین برنامه ای بود که تنظیم شد ولی در عمل متاسفانه بر خلاف آنچه می‌بایست انجام شود، انجام گرفت.»
رئیس دولت اصلاحات مورد دیگر در توجه و تکیه بر ظرفیت دانشگاه را در جریان تدوین برنامه چشم انداز بیست ساله عنوان کرد و گفت:«در این برنامه که در دولت اول اصلاحات مورد بحث قرار گرفت از نیروهای مختلف کارشناسی از دانشگاه‌های مختلف استفاده شد و سرانجام نیز با بحث در مجمع تشخیص مصلحت با نظر رهبری تدوین ؛نهایی و ابلاغ شد.»
سید محمد خاتمی با تاکید بر ضرورت استقلال دانشگاه یادآور شد:« در دولت اصلاحات هم و غم دولت بر این بود که دانشگاه روی پای خود بایستد و مورد احترام باشد و تلاش کنیم نیروهای خارج از دانشگاه اجازه و توان دخالت و اعمال نظر به هر صورت را نداشته باشند.»

رئیس جمهور سابق کشورمان در این باره گفت:اختیارات هیات های امنا در اداره دانشگاهها و انتخابی شدن مدیریت‌های دانشگاهی از جمله ضرورت های مشارکت دانشگاهیان در تصمیم سازی‌های کشور است که دولت در دوران اصلاحات توانست تنها گام‌های اولیه در آن مسیر بردارد.

سید محمد خاتمی استقلال دانشگاه و رعایت حقوق و حرمت دانشگاهیان و دانشجویان را در هر شرایطی ضروری و لطمه مداخله های سیاسی و امنیتی را مخل ایفای نقش های واقعی دانشگاه دانست.

وی انتظارات جامعه را از دانشگاه و دانشگاهیان در تامین سه هدف خلاصه کرد و گفت:دراولین هدف علم‌اندوزی و پژوهش است که بدون دستیابی به آن هیچ گامی را نمی‌توان برداشت و حتی حیات اجتماعی، تاریخی، سیاسی و مدنی با مشکلات مختلف مواجه و بلکه نابود خواهد شد.

خاتمی در ادامه گفت:دومین هدف کار‌آمدی بدین معناکه افراد چگونه می‌توانند علم را به کار گیرند و کشور و جامعه را با این علم اداره کنند؛کارآمدی فقط تربیت نیروی علمی و انسانی کارآمد نیست، بلکه این است که دانشگاه عالم به مدیران ما کمک کند که کارآمد شوند، یعنی راه مدیریت علمی و منطقی را به آنها بیاموزند و اگرتصمیم‌سازان ما عالمان ما باشند آن‌وقت مدیریت کار آمدی در کشور داریم و تصمیم گیران نیز درست عمل می کنند.»

رئيس دولت اصلاحات تصریح کرد: هدف سوم روشن فکری است و روشنفکر یعنی کسی که از خود بیرون آمده و به سرنوشت جامعه می‌اندیشد و اهل نقد و نظر است وعظمت، پیشرفت، آزادی و اعتلای جامعه خود را می‌خواهد.
رئیس دولت اصلاحات افزود:«روشنفکر کارآمد باید دو خصوصیت داشته باشد که دانشگاه‌های ما باید و می‌توانند در این زمینه کار کنند، یکی اینکه چون وجود انسان تاریخی است کسی روشنفکر خواهد شد و می‌تواند در جامعه اثر مثبت بگذارد که با سنت آشنا و مانوس باشد.»

وی ادامه داد:«در کشور ما اسلام بطور خاص در شکل‌دهی این سنت و ساختن هویت تاریخی و فرهنگی جامعه ما موثر است و وقتی می‌گوییم اسلام، اسلامی را می‌گوییم که غیر مسلمان هم در آن امکان رشد پیدا بکند.»
خاتمی خصوصیت دیگر روشنفکر را آشنا بودن به اقتضائات زمان عنوان کرد و گفت:«کسی که زمان خودش را نمی‌شناسد، تاثیر وتاثرعوامل، خواست‌ها و توقعات تاریخی جامعه را نمی‌شناسد و در زمان خودش نیست، نمی‌تواند زبان مناسب برای جامعه‌ خود پیدا کند و جامعه هم حرف او را نمی‌شنود و راه حل هایی که ارائه می دهد به جای اندیشه بر توهم استوار است.»
رئیس موسسه بین‌المللی گفتگوی فرهنگ‌ها و تمدن‌ها تصریح کرد:«روشنفکر کسی است که با سنت و اقتضائات زمان خود آشنا باشد و بداند او در این زمان دارد زندگی می‌کند و چگونه می‌تواند از سنت که پایه اجتماعی‌ اوست بهره‌برداری و حتی نوآوری کند تا بتواند گذشته‌اش برای آینده‌اش معنا داشته باشد و پیش برود.»
وی تاکید کرد:«روشنفکر کسی است که از امکانات عظیم موجود، بتواند استفاده کند و برای ملت سربلندی،استقلال و عظمت بیافریند تا همه احساس حرمت بکنند.»
رئیس‌جمهور سابق کشورمان در تبیین این مسئولیت یادآور شد:«روشنفکر کسی است که توقع زمانش را بشناسد و من بارها گفته ام زمانه ما زمانی است که در آن دیگر هیچ انسانی در وجدان خودش هیچ نوع حکومت استبدادی و دیکتاتوری را بر نمی تابد و رد می‌کند. از جمله دلایل آن هم همین است که امروز دیکتاتورهای زمان نیز ادعای مردمی‌بودن می‌کنند ؛ این‌ها مساله زمان ماست و متعلق به شرق و غرب نیست و انتقاد و بیان آزاد عقاید و اندیشه‌ها امروز دیگر به عنوان یک حق شناخته شده است.»

سید محمد خاتمی با تاکید بر نقش دانشگاهیان در این زمینه گفت:«متاسفانه ما گرفتار بحران تفکر هستیم که باید با استمداد از سنت و روح زمانه بتوانیم این بحران را حل کنیم و به یک جمع‌بندی درستی برسیم و دانشگاه‌ها و محافل علمی می‌توانند در این زمینه نقش بسزایی داشته باشند.»

وی لازمه تحقق این نقش را وجود امنیت اجتماعی و احساس رضایت همه افراد جامعه و نخبگان به خصوص جامعه دانشگاهی دانست و گفت:رضایت مبنای رشد اجتماعی و نقد به تعبیر امیرالمومنین علی (ع) وظیفه جامعه و حق والیان است پس ایجاد محدودیت در مسیر نقد قدرت موجب کاهش رضایت عمومی و محروم کردن جامعه و حکومت از یک حق اساسی است.
رئیس بنیاد باران در این باره اظهار داشت:نظام اسلامی چنانکه در منابع دینی و تاریخی ما آمده است و در انقلاب و اندیشه حضرت امام نیز ریشه دارد ؛نظامی است انسانی و اخلاقی که باید همه شهروندان را در بر بگیرد و محدود به سلیقه ها؛افراد و گرو ه های خاص نشود و جلب رضایت نخبگان و آحاد جامعه را مد نظر داشته باشد.

سید محمد خاتمی با اشاره به این مساله به بررسی وقایع اخیر کشور پرداخت و گفت:بزرگترین عامل تضعیف نظام؛کاهش رضایت مردم و اعمال خشونت به هر شکلی است.خشونت از هر سو به خصوص از ناحیه حکومت مضر به حال جامعه؛دین و نظام است.»
وي در ادامه این بحث اظهار داشت:امروزسئوال این است که بخصوص در جریان حوادث اخیر، رضایت جامعه و بخصوص نخبگان آن افزایش پیدا کرده است؟اگر نکرده است باید فهمید که مشکل وجود دارد و عاملان این وضع تضعیف‌کنندگان نظام در اینجا کسانی هستند که سبب نارضایتی بیشتر در جامعه شده‌اند.»
رئيس دولت اصلاحات تصریح کرد:« این جامعه متعلق به ماست. اما چرا اینقدر فضا تنگ شده است؟چرا اینقدر نیروهای ارزنده‌ای که انتقاد یا حرف دارند ؛ نه تنها حذف می‌شوند بلکه مورد هرگونه اهانت و فشاری قرار می‌گیرند؟»
خاتمي افزود:«وقتی به دانشجو، استاد،عالم؛هنرمند؛ نیروهای اهل فکر و سابقه‌دار و جبهه رفته و نیروهایی که می‌گویند قانون اساسی را قبول داریم البته انتقاد هم داریم هرگونه ناسزا و نسبتی به آنها می‌دهند متاسفانه شعارهایی در جامعه مطرح می‌شود که هیچ کدام از ما نمی‌پسندیم؛نظام تضعیف می شود و ایران چه در عرصه داخلی و چه در عرصه خارجی آسیب می بیند.»
وی در توضیح دلایل شرایط به وجود آمده گفت:«اینها به این دلیل است که به مردم احترام نمی‌شود، اعتراض و انتقاد براندازی به حساب می‌آید، رسانه‌های رسمی ما هر چه توانستند ناسزا و دروغ به افرادی می گویند که مورد توجه مردم هستند و همه اینها به نظام لطمه می‌زند.»
سید محمد خاتمی برای حل این مسائل گفت:« همه باید به قانون اساسی بازگردیم و در چارچوب قانون اساسی و معیارهای اسلامی حرکت کنیم؛باید پذیرفت که نمی‌توان بصورت پادگانی جامعه و دانشگاه را اداره کرد و این نحوه مدیریت به زیان مادی و معنوی و حیثیتی جمهوری اسلامی است.»
رئیس جمهور سابق کشورمان در این زمینه افزود:« انتظار این بود که کم کم فضا غیر امنیتی شود ، نه اینکه انتقاد و نقد کردن این همه هزینه برای جامعه داشته باشد، باید به خاطر داشت کسی که نقد می‌کند برانداز نیست بلکه دلسوز انقلاب و جامعه است.»
سیدمحمد خاتمی خاطر نشان کرد:« اما آیا امروز انتقاد منطقی هزینه ندارد؟آیا منتقد متهم به انواع اتهاماتی که شایسته بدترین دشمنان کشور و ملت است ، نمی‌شود؟ اگر جواب این سئوالات مثبت است ؛ اینها نشان‌دهنده انحرافی است که باید اصلاح شود و به راه درست بازگردد.»
خاتمی در پایان تصریح کرد:«مبنای حرکت قانون اساسی است؛ ما ایران سربلند را می‌خواهیم، ما می‌خواهیم مردم حکومت را از خود بدانند و حکومت مردم را از خود بداند و همچنین انتقاد از خود را نعمت بداند، همانگونه‌ای که امام راحل فرمود انتقاد، بلکه تخطئه یک هدیه الهی است و مراد امام از انتقاد و تخطئه ؛انتقاد از خودشان و مسئولان بلند پایه بود.»
گفتني است پيش از سخنان خاتمي پنج تن از استادان دانشگاه علم و صنعت به تشریح مسائل موجود کشور و دانشگاهها و راه‌های برون رفت از وضعیت نا مطلوب کنونی پرداخته و به عنوان کسانی که سالها در محیط دانشگاهی و صحنه جامعه و مسئولیت‌ها و مدیریت ها حضور داشته اند و مسائل را از نزدیک لمس می کنند نگرانی شدید خود را از وضعیت مدیریت غیر کارشناسانه؛غیر علمی؛غیر واقع بینانه و سلیقه ای در ابعاد مختلف فرهنگی؛اجتماعی؛اقتصادی؛صنعتی،کشاورزی و سیاسی امنیتی؛دیپلماسی و روابط خارجی؛رسانه ای و اطلاع رسانی ؛قضایی و حقوقی ابراز و خطر رکودها و تخریب ها وحیف و میل‌های ثروت های ملی؛از بین رفتن و سوختن فرصت‌های اجتماعی و اقتصادی که می توانست بسیار ارزنده و پیش برنده در روند توسعه همه جانبه کشور باشد روش برخی جریان‌ها برای یک صدایی کردن جامعه خصوصا فضای دانشگاه‌ها و تضعیف نقش مستقل عملکرد قوه قضاییه و قوه مقننه،دخالت دستگاه‌های امنیتی نظامی و انتظامی در اموری که طبق قانون اساسی از ورود به آنها نهی و منع شده اند عدم شفافیت در اطلاع رسانی و انعکاس واقعیت‌ها و دیدگاه‌ها و انتقادهای جریان‌های سیاسی و مردمی قانونی بد بین کردن و تفرقه افکنی بین طیف های مختلف اجتماعی و جریان های فکری و سیاسی و نهادهای مردمی و قطبی کردن جامعه بیان کردند وبر اساس آنها برخی راه کارها را با تکیه بر قانون اساسی برای برون رفت از این شرایط ارائه دادند و بر التزام عملی همه نهادها و دستگاههای کشور به همه موارد قانون اساسی و اطمینان دادن عملی به مردم در جهت تامین خواسته های اکثریت ملت و حقوق اقلیت ها تاکید کردند.
در این دیدار همچنین بسترهای مساعد در توسعه صنعتی و نگرانی ها از وضع اقتصاد و مدیریت کشور مورد اشاره قرار گرفت و ظرفیت ها و مخاطره های پیش روی جنبش اصلاحات و اینکه از تجربه‌های مشروطیت و انقلاب اسلامی و اصلاحات چگونه در این دوران باید بهره گرفت ؛ بر فرصت‌ها و تهدید‌هایی که در برابر جامعه دانشگاهی و زنان وجود دارد تاکید شد.
نوشته شده در جمعه 22 آبان1388ساعت 20:54 توسط من| |

رییس جمهور منتصب  حکومت درباره عدم حضور هاشمي رفسنجاني در نماز جمعه روز قدس سوال شد.احمدي نژاد در پاسخ تصريح کرد: اينها مسايل داخلي ايران است و مسايل مهمي نيست از سوي ديگر آمدن و يا نيامدن ايشان به نماز جمعه هم غيرعادي و مهم نيست و شنيده ام خود ايشان تصميم گرفته اند که شرکت نداشته باشند. رئيس جمهور در پاسخ به اينکه چرا افرادي مثل هاشمي و موسوي در مقابل شما هستند؟گفت: در ايران آزادي و رقابت آزاد وجود دارد. آيا اشکالي دارد که موسوي و هاشمي رقيب و مخالف من باشند. در کشور ما اين مسايل مشکلي تلقي نمي شود و نهايتا انتخابات هست و مردم تصميم مي گيرند و انتخاب مي کنند.وي همچنين در گفت وگو با راديوي سراسري آمريکا «ان.پي.آر» تصريح کرد: من شخصا از اينکه کسي در زندان باشد ناراحت و متاسفم ولي در ايران کسي بي دليل به زندان نمي رود. هيچ کس به دليل مخالفت با من به زندان نرفته است. احمدي نژاد در پاسخ به سوالي درخصوص اظهارات خاتمي مبني بر زنداني شدن افراد به دليل اظهارنظر و تحت فشار بودن اعترافات بازداشتي هاي اخير انتخابات، گفت: در ايران آ زادي وجود دارد و اين نظر آقاي خاتمي است و اگر اين گونه بود، خود آقاي خاتمي هم بايد در زندان مي بود.
نوشته شده در یکشنبه 5 مهر1388ساعت 18:0 توسط من| |

عروسي خونين پايان يافت و داماد دروغين به حجله در آمد.

صندوق ها بر خود لرزيدند و ديوان در تاريكي رقصيدند.

قربانيان در كفن هاي سپيد به نظاره ايستادند و زندانيان با دست هاي بريده كف زدند

وجهانيان يك چشم خشم ويك چشم نفرت، داماد را بدرقه كردند.

چشم روزگار فاش گريست و خون از سر ايوان جمهوري گذشت.

 شيطان خنديد و آنگاه ستاره ها خاموش شدند و فضيلت به خواب رفت.

 

آقاي خامنه اي،

كه اين كند كه تو كردي به ضعف همت و راي؟         ز گنج خانه شده خيمه بر خراب زده

وصال دولت بيدار ترسمت ندهند                 كه خفته اي تو در آغوش بخت خوابزده

درين قحط سال فضيلت و عدالت همه از شما شاكي اند و من از شما متشكرم. "زان يار دلنوازم شكري است با شكايت." نه اينكه شكايتي نداشته باشم. دارم و بسيار دارم اما آنها را با خدا در ميان نهاده ام. گوشهاي شما  چندان از ستايش و نوازش مداحان پر و سنگين شده است كه جايي براي صداي شاكيان ندارد. ولي من از شما بسيار متشكرم. شما گفتيد كه "حرمت نظام هتك شد" و آبروي آن به يغما رفت. باور كنيد كه در تمام عمر خود خبري بدين خوشي  از كسي نشنيده بودم. آفرين بر شما كه نكبت و ذلت استبداد ديني را اذعان و اعلام كرديد.

شادم كه آخر الامر آه سحرخيزان به گردون رسيد و آتش  انتقام الهي را برافروخت. شما حاضر بوديد آبروي خدا برود اما آبروي شما نرود. مردم به ديانت و نبوت پشت كنند اما به ولايت شما پشت نكنند. شريعت و طريقت و حقيقت مچاله شوند اما رداي رياست شما چين و چروك نخورد. اما خدا نخواست. دلهاي سوخته و لبهاي دوخته و خونهاي ريخته و دست هاي بريده و دامانها ي  دريده نخواستند و نگذاشتند. پاكان و پارسايان و پيامبران نخواستند. محرومان و مصلحان و ستم كشيدگان و ستم ستيزان نگذاشتند.

"پري نهفته رخ و ديو در كرشمه حسن،" قصه جمهوري ولايي شما بود. و اينك خدا را شكر كه پرده عصمت دروغين اين ديو دريده شد. رازش فاش و مشتش باز شد و تردامني اش بر آفتاب افتاد. و جهانيان با خشم و حيرت آن را برهنه مشاهده كردند.

آقاي خامنه اي،

مي دانم كه روزهاي تلخ و سختي را مي گذارنيد. خطا كرده ايد، خطايي سخت. تدبير اين خطا را من دوازده سال پيش به شما نشان دادم. گفتم آزادي را چون روش برگيريد. از حق بودن و فضيلت بودنش بگذريد. آن را براي رسيدن به حكومتي كامياب به كار گيريد. اين را كه مي خواهيد؟. چرا شيپور را از سر گشاد مي زنيد؟ چرا ميان مردم عسسان و خفيه نويسان و جاسوسان مي گماريد تا ضمير آنان را بخوانند يا به حيله و ترفند، سخني از زير زبانشان بكشند، و راست و دروغ و نارس و ناقص بشما گزارش دهند؟  مطبوعات را، احزاب را، انجمن ها را، ناقدان را، مفسران را، معلمان را، نويسندگان را ... آزاد بگذاريد ، مردم به صد زبان حكايت خود را آشكارا خواهند گفت و پنجره هاي خبر و نظر  را بر روي شما خواهند گشود وشمارا در تدبير ملك وتنظيم نظام ياري خواهند كرد. مطبوعات را خفه نكنيد. آنها ريه هاي جامعه اند. اما شما از بيراهه و كژراهه رفتيد. و اينك در طلسم تهلكه اي افتاده ايد و قرباني نظام بسته اي شده ايد كه ديرگاهيست خود آن را آفريده ايد، كه نه نقد در آن مي رويد نه نظر، نه علم نه خبر. گمان مي كنيد با خواندن بولتن هاي محرمانه و گوش كردن به مشاوران گوش به فرمان، خبرهاي كامل و جامع را به چنگ مي آوريد. اما هم انتخاب خاتمي هم انتخاب سبز موسوي بايد به شما نموده باشد كه افيون استغنا وافسون استبداد، زيركي و دانايي را از شما ستانده است. و اينك براي جبران آن گناه ناشي از جهل ناشي از استبداد، دست به ارتكاب  گناهان بزرگتر مي زنيد. و خون را به خون مي شوئيد مگر طهارتي حاصل كنيد.

 خيانت و تقلب كم بود دست به قتل و جنايت برديد، خيانت و جنايت بس نبود تجاوز به زندانيان را بر آن افزوديد، قتل و تجاوز و تقلب هنوز كم بود تهمت هاي جاسوسي و ناموسي را هم بر آن اضافه كرديد. درويشان و روحانيان و نويسندگان و دانشجويان را هم امان نداديد و از دم تيغ گذرانديد. عاقبت هم به جانيان و بانيان جايزه داديد و به ريش همه خنديديد  و ريش سرباز بي نوايي را گرفتيد كه چرا ماشين ريش تراشي را به سرقت برده است!

 از صبر خدا در شگفت بودم. مي دانستم كه

 لطف حق با تو مداراها كند               چونكه از حد بگذرد رسوا كند

مي دانستم كه مادران داغدار و پدران سوگوار در خفا مي سوزند و مي گريند و به زبان حال و قال با خدا مي گويند:

 ربنا اخرجنا من هذه القريه الظالم اهلها و اجعل لنا من لدنك  وليا و اجعل لنا من لدنك نصيرا ( خداوندا ما را از اين محيط پرستم نجات بخش وبراي ما ياوري بفرست.)

مي دانستم كه "چه دست ها كه ز دست تو بر خداوند است." زندانها معبد بود و عابدان روز و شب در سجود، سقوط ولايت جاير را از خدا به دعا مي خواستند (و مي خواهند).

نداي آقا سلطان كه به خاك شهادت افتاد و حنجره اش به گلوله ستم سوراخ شد به درگاه سلطان عالم  ناليدم كه بازهم نداي خلايق را نمي شنوي؟ چون عيسي بر صليب گله كردم كه "خدايا چرا ما را رها كرده اي"، مگر سياهكاران را نمي بيني كه سبزها را سرخ كرده اند، مگر عبوسان و ترش رويان را نمي نگري كه شيريني ها را تلخ كرده اند، سوختن خرمن امنيت  و كرامت انسان را مي نگري و ذلت اعتراف زندانيان و شوكت شريرانه ستمگران را مي بيني و بازهم استغنا مي ورزي؟

تا روزي كه آن اقرار مجبورانه و مكروهانه يعني آن كلمات سه گانه را شنيدم: "هتك حرمت نظام" ،كه چون حديث سرو و گل و لاله و چون ثلاثه غساله جان بخش بود. گويي كلمات آن خطيب نبود. كلمات تو بود خدايا كه در خطابه جاري شد. دانستم كه دست به كار اجابت شده اي و باد را فرمان داده اي تا آتش را به كشتزار فرومايگان  ببرد. سجده كردم و سپاس گزاردم كه

آفرين ها بر تو بادا اي خدا               بنده خود را ز غم كردي جدا

آتشي زد او به كشت ديگران             باد آتش را به كشت او بران

آقاي خامنه اي،

 مي خواهم به شما بگويم دفتر ايام ورق خورده است و بخت از نظام برگشته است ، آبرويش به يغما رفته است و طشت رسوائيس از بام تاريخ افتاده است. كشف عورت شده است. خدا هم از شما رو گردان شده و ستاريت خود را باز گرفته است. آن دليري ها كه در كنج خلوت و در پرده تزوير مي كرديد فاش شده است. آه جگرسوختگان و جان باختگان و دهان دوختگان كارگر افتاده است و دامان و گريبان شما را سوخته است. خائفم كه بگويم باب توبه هم به روي شما بسته شده است. شريعت هم از شما شفاعت نخواهد كرد كه مشروعيت از شما گريخته است. ايران سبز از اين پس ديگر آن ايران سياه و ويران نيست. سبزي وسپيدي  اين جنبش به عنايت و اجابت الهي بر سياهي جور شما پيشي گرفته است. خاك و آب و آتش و ابر و باد و مه و خورشيد و فلك در كارند تا به فرمان خدا بر عليه شما بشورند.

 سالها اعوان و انصار شما زير چتر حمايت و ولايت شما چون شغالان گرسنه در پوستين خلق افتادند و امنيت و عدالت را از مردم ربودند، دهانشان را بستند، عزتشان را ستاندند، راحتشان را گرفتند، گلويشان را فشردند، خون در دل و اشك در چشمشان نشاندند، زهر قساوت را به آنان چشاندند و چون قومي اشغال شده به اسارتشان گرفتند، حقوقشان را پامال كردند، آزاديشان را به تاراج بردند، حرمتشان را شكستند، افكارشان را به سخره گرفتند، دينشان را وارونه كردند، كارخانه مقدس تراشي تراشيدند، و به نام دين خرافه فروختند، كامشان را تلخ و روزشان را شب كردند، دست خيانت در صندوق آراء شان گشودند، و پاي اهانت بر كرامتشان نهادند، دانشگاه ها را به دست جهال سپردند، و بيت الاحزاني بنام صدا و سيما را از دروغ و تهمت  انباشتند، و درس غلامي و غمناكي به مردم دادند. نظر حرام نمودند و خون خلق حلال، اجتماعات دروغين و گزاف بر پا كردند، و لاف زنان به مردم دنيا فروختند كه همگان عاشقان سينه چاك نظام ولايتند. در زندانها و قتلگاه ها از قتل و تجاوز و تعدي و ضرب و شتم و جرح و شكنجه آن كردند كه مغولان نكردند، شرع و قانون را زير پا گذاشتند، و علم جهل و تعصب برافراشتند، نادانان را بر كشيدند و دانايان را فروكوفتند، لذت را از جوانان و حرمت را از پيران دريغ داشتند، آيت الله هاي رنگين ساختند و فتاواي سنگين از آنان گرفتند تا  نويسندگان و ناقدان را به طناب توحش خفه كنند و به ساطور سبعيت بند از بند بگشايند،  در پي ماليخولياي دشمن ستيزي هر روز مهلكه اي و معركه اي تراشيدند و جمعي را به بند كشيدند، و اقارير مضحك بر زبانشان نهادند و كيفرهاي مهلك بر جانشان.عمله استبدادنظامي و قضايي بيداد را به نهايت رساندند، گويي نظام قسم خورده بود كه از صدام و حجاج چيزي كم نياورد.

اين مكرهاي سرد و رندي هاي واژگونه و زيركي هاي ابلهانه، و ستم هاي آشكار و نهان و زور و تزوير هاي گران و حق كشي ها و آدم كشي ها و تقلب ها و تخلف هاي پر عفونت ودراز مدت ، آتشي در وجدان رعيت افروخت كه كاشانه ولايت را بسوخت. آن اعتراض پس از انتخابات نه "رزمايش" بود، نه" فتنه" و نه" مسجد ضرار" (كه دارالضرب شما هر روز مهري بر آن مي زند)، بل طغيان و غليان غيرت بود بر عليه غارت. وجدانهاي بيدار، بر راي خود، بر انتخاب خود، بر حقوق شهروندي خود، بر آزادي انديشه خود، غيرت ورزيدند و بر غارتگران راي و حقوق و آزادي، آرام و متين شوريدند. دزدان سراسيمه بر خود پيچيدند،ولي ما  صداي خنده خدا را شنيديم كه در فضا پيچيد. او از ما راضي بود. دعاي ما را شنيد و جانيان و بانيان را رسوا كرد. مرگ ترانه (موسوي)، ترانه مرگ استبداد بود.

آقاي خامنه اي،

بارها حافظان ،حكام جائر زمانه را بزبان رمز موعظه كردند كه:

با دعاي شب خيزان اي شكر دهان مستيز   در پناه يك اسم است خاتم سليماني

و گفتند:

مكن كه كوكبه دلبري شكسته شود                چو بندگان بگريزند و چاكران بجهند

نشنيدند و عاقبتشان را شنيدي.

جنبش سبز براي آفريدن ايراني سبز اكنون محكم نهاد شده است. چون شجره طيبه اي كه پايي در زمين و سري در آسمان دارد و به اذن خدا در ثمر بخشي است (اصلها ثابت  و فرعها في السماء – سوره ابراهيم). اين جنبش شهيد سبز خود، شعر و شاعر سبز خود، ادب و هنر و گوينده و گفتمان سبز خود را پيدا كرده است. محصول بيست سال جهاد فرهنگي و دردمندانه روشنگران و پيكارگران عرصه سياست و فرهنگ است. بيهوده مي كوشيد با نظامي گري و انوري پروري به سبك سلطان سنجر و سلطان محمود آن را در هم بشكنيد. خود را مگر بشكنيد.

 اين نه آن شير است كز وي جان بري                         يا ز پنجه قهر او ايمان بري

 فرو ريختن رعب رعيت و زوال مشروعيت ولايت بزرگترين دستاورد شورش غيرت بر غارت بود و شير خفته شجاعت و مقاومت را بيدار كرد. نه تطاول نظاميان نه تجاوز حراميان،نه خاك افشاندن  در چشم مروت نه باد افكندن  درآستين ژنده قدرت، نه تكيه بر سبعيت حيواني نه حمله به علوم انساني، نه مداحي  مداحان مزدور نه شاعري شعر فروشان كم شعور ،هيچكدام قامت مقاومت را خم نخواهند كرد. استبداد ديني رسواي كفر و دين شده است. و در مزرع سبز جنبش هنگام دروي آن رسيده است. ما اين را به دعا از خدا خواسته ايم وخدا با ماست.

برگشتن بخت و روزگار شاهدي شيرين تر از اين ندارد كه عيدهاي شما همه عزا شده است. و هر چه روزي شما را مي خنداند اينك مي گرياند و مي لرزاند. دانشگاهي كه مي خواستيد به پابوس شما بيايد، اكنون به كابوس شما بدل شده است. تظاهرات خياباني، اجتماعات آئيني، رمضان و محرم ،حج و روضه و ماتم همه براي شما نماد نحوست شده اند و به زيان شما روان مي شوند.

ما نسل كامكاري هستيم.ما زوال استبداد ديني را جشن خواهيم گرفت. جامعه اي اخلاقي و حكومتي فراديني طالع تابناك مردم سبز ماست.

ما آزادي را ارج خواهيم نهاد و قدر خواهيم دانست، همان آزادي كه شما به آن ظلم كرديد و قدرش را ندانستيد و اكنون مظلمه اش را مي بريد. فاشيسم مشربان به شما فروختند كه آزادي يعني بوالهوسي و اباحي گري و لاابالي روشي. و ندانستيد كه شفاي امراض مهلك نظام شما در اين خجسته آزادي است. بي جهت بدنبال مفسدان اقتصادي مي گرديد (كه در آن هم عزمي و جديتي نيست). اگر مطبوعات را آزاد مي گذاشتيد، فسادها را رو مي كردند و مفسدان جرات فساد نمي كردند. مي گذاشتيد نقد شما را بگويند تا شما هم به ورطه استبداد راي و نخوت شوكت و فساد قدرت در نمي افتاديد. مي گذاشتيد سخن راستين مردم را با شما در ميان بگذارند تا مستي بي خبري از سرتان بپرد. آنها مدارس ميهن اند، نه "پايگاه دشمن." و چه باك كه درهاي مدارس باز باشد و شما هم در آن شاگردي كنيد.

 ما ديانت را هم ارج خواهيم نهاد، همانكه شما آن را بازيچه مصالح قدرت خواستيد و بنام آن درس غلامي و غمناكي به مردم داديد و ندانستيد كه شادي و آزادي با ايمان راستين همپيمانند و اجبار فقيهانه، حريت مومنانه را مي ستاند و قدرت شريعت مدار هم قدرت و هم شريعت را فاسد مي سازد. حكومت بر مردمي شاد و آزاد و آگاه و چالاك افتخار دارد نه رعيتي دربند و غمناك.

*************

با خود مي گويم براي كه اينها را مي نويسم؟ براي نظامي كه بخت از او برگشته و آب از سرش گذشته وتشنه در سراب مانده وخيمه بر خراب زده  و چشم نجابتش بسته و ستون صلابتش شكسته و از چشم خواص و عوام افتاده و طشت رسوائيش از بام افتاده است؟ و آنگاه به ياد مي آورم كلام خالق سبحان را در ذكر حكيم كه:

و اذ قالت امه منهم لم تعظون قوما الله مهلكم او معذبهم عذابا شديدا قالوا معذره الي ربكم و لعلهم يتقون (آنان پرسيدند چرا كساني را موعظه مي كنيد كه خدا قطعا هلاك و عذابشان خواهد كرد، موعظه گران گفتند عذري است تا خدا ما را به گناه آنان نگيرد، شايد هم پند ما در آنان درگيرد – سوره اعراف 164)

بارخدايا تو گواه باش، من كه عمري درد دين داشته ام و درس دين داده ام. از بيداد اين نظام استبداد آئين برائت مي جويم و اگر روزي به سهو و خطا اعانتي به ظالمان كرده ام از تو پوزش و آمرزش مي طلبم.

اي خداي خرد و فضيلت! به صدق سينه مردان راستگو و به آب ديده پيران پارسا دعاي ما را هم با دعاي سحرخيزان و روزه داران و عابدان و صالحان همراه كن  و شكوه دردمندانه ما را بشنو و بر سينه هاي بريان و چشم هاي گريان  ستمديدگان رحمت آور و بيش از اين خلقي را پريشان و خروشان مپسند. دوستان خود را به دست دشمنان مسپار و خرد و فضيلت را از اسارت  اين نامردمان به در آر

. باد را بگو تا خيمه استبداد را بر كند و آتش را بگو تا ريشه بيداد را بسوزاند. آب را بگو تا فرعون ها را غرق كند و خاك را بگو تا قارون ها را در خود كشد. ابرها وباران ها را بگو تا  رحمت و عدالت و شادي و شفقت بر اين قوم مظلوم محروم ببارند و خارزار رذيلت ظالمان  را به گلزار فضيلت عادلان بدل كنند.

آب و دريا اي خداوند آن توست                      باد و آتش جمله در فرمان توست

گر تو خواهي آتش آب خوش شود                  ور نخواهي آب هم آتش شود

تو بزن يا ربنا آب طهور                             تا شود اين نار عالم جمله نور

 

رمضان مبارك 1430 قمري

شهريور 1388 شمسي

عبدالكريم سروش

نوشته شده در یکشنبه 22 شهریور1388ساعت 15:7 توسط من| |

دكتر شريعتي

به گزارش فرارو پیرو انتشار برخی اظهارات در رابطه با مخالفت برخی چهره های سیاسی با مهندس میرحسین موسوی به عنوان وزیر خارجه، حجت الاسلام و المسلمین مسیح مهاجری، عضو شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی از اظهار نظر صریح شهید بهشتی در آخرین ساعات حیات ایشان در این مورد خبر داد.

عضو شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی در این باره گفت: در جلسه شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی که روز هفتم تیر سال 1360 چند ساعت قبل از انفجار مقر حزب جمهوری اسلامی برگزارشد، موضوع پیشنهاد شدن مهندس موسوی به عنوان وزیر خارجه دولت شهید رجایی مطرح شد که آقای آیت با مهندس موسوی مخالفت کرد و گفت که در مجلس علیه تصدی وزارت خارجه توسط مهندس موسوی سخنرانی می کند.

مدیر مسئول روزنامه جمهوری اسلامی افزود: آیت ا.. بهشتی در پاسخ به این موضع آقای دکتر آیت، با تاکید بر پایبندی به چارچوب حزب گفت؛ وقتی موضع حزب حمایت از فردی است شما به عنوان عضو شورای مرکزی نباید و نمی توانید به صورت علنی با این تصمیم مخالفت کنید، و حداکثر می توانید یک رأی خود را در مجلس به آقای موسوی ندهید، اما نمی توانید به عنوان عضو شورای مرکزی حزب با وزیر پیشنهادی مورد حمایت حزب مخالفت کنید.

وی در خاتمه گفت: البته چند ساعت بعد از این جلسه در فاجعه انفجار حزب جمهوری اسلامی، آیت ا.. بهشتی که دبیر کل و از موسسین حزب بود، به شهادت رسید و یک هفته پس از آن در جلسه بررسی رای اعتماد کابینه، آقای آیت بر خلاف نظر شهید بهشتی در مخالفت با مهندس موسوی سخنرانی کرد.

گفتنی است آیت ا.. خامنه ای نیز در همان جلسه از آقای موسوی برای تصدی وزارت خارجه دفاع کرده و گفتند: «درباره همه خیال می‌کردیم انتقاد بشود، درباره مهندس موسوی من واقعاً تصور نمی‌کردم کسی زبان به انتقاد از ایشان باز کند. اولاً بنده ایشان را خیلی خوب می‌شناسم، از همه کسانی که نسبت به ایشان تعریف کرده‌اند یا انتقاد کرده‌اند بنده ایشان را بیشتر و بهتر و با مدت زمان بیشتری می‌شناسم. آن‌چه درباره ایشان از گرایش‌ها گفته شده است دروغ محض است و شاهد بر همه این‌ها روزنامه جمهوری اسلامی است.

... این بزرگ‌ترین بهتانی است که شما به ایشان می‌زنید. ایشان کسی است که خط ملی‌گرایی را به صورت یک تز، به صورت یک نظریه مطرح قابل قبول در این زمان، با قاطعیت و به طور مستدل در روزنامه رد کرد.

این مقالات روزنامه است و بروید نگاه کنید. متهم می‌کنند ایشان را به علاقمندی و گرایش به فلان یا بهمان گروهک، کذب محض است این معنا، من با ایشان معاشرت نزدیک داشته‌ام. من ایشان را می‌شناسم، من از ذهنیت ایشان مطلعم و من شهادت می‌دهم امروز و روز قیامت که تمام این ادعاها دروغ است. و من واقعاً‌تصور نمی‌کردم که کسی راجع به آقای مهندس موسوی با این سابقه درخشان یک چنین مطلبی را بیان کند.»

لازم به ذکر است در پایان جلسه مذکور، سید حسین موسوی موفق به کسب رای اعتماد از مجلس شد

نوشته شده در چهارشنبه 18 شهریور1388ساعت 11:19 توسط من| |

اعتماد» نوشت: عصر روز گذشته ماموران به دفتر پيگيري ستاد ميرحسين موسوي رفته و تمام اموال و اسناد آن را بدون هيچ گونه صورتجلسه‌اي با خود بردند.

به گزارش نوروز - سايت خبري حزب مشارکت - ساعت 30/4 روز گذشته نيروهاي امنيتي وارد دفتر کميته پيگيري بازداشت شدگان ستاد ميرحسين موسوي شده و بدون ارايه هيچ حکم قانوني، اموال و اسناد موجود در آن را توقيف کرده و با خود به محل نامعلومي انتقال داده‌اند.

اين گزارش مي‌افزايد، آنها در پاسخ به اينکه بايد طبق قانون براي اموال و اسناد توقيفي صورتجلسه نوشته شود، گفته‌اند اصلاً قرار نيست اين اموال بازگردانده شود که لازم باشد صورتجلسه کنيم.

اين کميته بعد از وقوع فجايع پس از انتخابات به رياست سيد عليرضا حسيني بهشتي، فرزند شهيد بهشتي فعاليت خود را زير نظر ستاد ميرحسين موسوي تشکيل داده بود.

گفتني است اين دفتر از معدود محل‌هايي بود که آسيب ديدگان و بازداشت شدگان حوادث پس از ناآرامي‌هاي 22 خرداد براي احقاق حق تضييع شده خود به آن مراجعه مي‌کردند
نوشته شده در چهارشنبه 18 شهریور1388ساعت 11:12 توسط من| |

رئيس دولت اصلاحات هشدار داد: كساني به نام مقابله با ليبراليسم غرب، از پايگاه فاشيسم و ايده‌هاي توتالياريسم كه آنهم غربي است، مي‌خواهند به زور مردم را به راهي كه خود راه سعادت مي‌دانند ببرند که ما با اين برداشت از دين مخالفيم.

به گزارش ايلنا، سيد محمد خاتمي در ديدار با شوراي مركزي انجمن اسلامي مدرسين دانشگا‌ه‌ها، با ابراز خوشحالی از دیدار با دوستان دانشگاهي در ايام ماه مبارك رمضان، گفت: در این ایام و بخصوص اینکه ليالي قدر هم در پيش است، بايد از فرصت استفاده كنيم و بعد معنوي خود را تقويت كنيم. حقيقتاً در اين ايام بايد طلب هدايت كنيم و فارغ از همه تحليل‌ها و تلاش‌هاي جمعي كه داريم از حضرت باريتعالي بخواهيم خودش ما را به راهي كه صلاح ما و صلاح كشور است هدايت فرمايد.

وي ادامه داد: همچنان‌كه مي‌دانيد من هميشه از حكومت سازگار با دين حمايت كرده‌ام و باور دارم كه دين ما يعني اسلام و تشيع با مطالبات و انتظارات روزمان هم مي‌تواند سازگار باشد، مشروط به آنكه آنرا درست بفهميم و از ظرفيت‌‌هاي آن خوب بهره ببريم

رئيس جمهور سابق كشورمان تصریح کرد:برخلاف آنچه اين روزها با دروغ و تهمت و كينه‌توزي گفته مي‌شود، من هميشه تلاش كرده‌ام تا از حضور دين در عرصه سياست دفاع كنم و هنوز هم معتقدم چارچوب‌ها و بنيان‌هاي نظامي كه در انقلاب و با هدايت امام(ره) به وجود آورديم درست و راه‌گشاست و بايد خطاهايمان و اشكالاتي را كه به وجود آمده و ذاتي آن نيست رفع كنيم.

رئیس موسسه بین المللی گفتگوی فرهنگها و تمدنها افزود:جاي تأسف است كه اين روزها اينقدر تلاش مي‌كنند تا افراد و نيروهاي دلسوز و مدافع اصول و بنيان‌هاي انقلاب را برانداز نظام معرفي كنند. آنان كه بهترين فرصت‌ها را كه براي كارآمدي و موفقيت نظام به دست آمده بود، از دست داده‌اند و 300 ميليارد دلار سرمايه ملي را با ندانم كاري‌ها از بين مي‌برند، به استناد اعترافاتي كه اساس آنها زير سؤال است ما را متهم مي‌كنند.

خاتمی با بيان اينكه ما با بعضي برداشت‌ها از دين ممكن است مخالف باشيم،اظهار داشت: ما با خرافه‌گرايي و نيز مقابله با فهم‌هاي نو مخالفيم.ما شاهد بوده‌ايم كه در همين مملكت و نزد بسياري از همين متوليان دين، آراء ملاصدرا را تخطئه و او را تكفير مي‌كردند و امروز در حوزه‌هاي علمي- فلسفي، همين آراء مهمترين مبناي كلامي و فكري ديني است و كساني چون امام(ره)، شهيد مطهري، آيت‌الله طباطبايي كه همه به آراء و ديدگاه‌هاي آنها افتخار مي‌كنيم در نحله‌ي صدرائي شناخته مي‌شوند.

رئیس جمهور سابق کشورمان با بیان اینکه وقتي مي‌گوييم ”فكر دين“ بدین معناست که باید از قبل معنا کنیم که كدام فكر و براساس كدام نظريه، اظهار داشت: ما حرفمان همين بوده و هست كه همواره مي‌توان به فكري بهتر و فهمي برتر رسيد، مهم اين است كه ميزان و معيارها درست باشد، والّا جامعه ديني ما از خلاقيت‌ها و فهم‌هاي بديع محروم خواهد شد و دچار جزمي‌گرايي منفي خواهد شد.
رئیس بنیاد باران با بيان اينكه بعضي‌ها امروز با ليبراليسم مخالفت مي‌‌كنند امّا در اين مخالفت رويكرد فاشيستي توتاليتري دارند، ادامه داد: در خود غرب، آزادي‌خواهي بسيار زودتر و فراگيرتر از ليبراليسم مطرح شد و اگر هم رگه‌هاي تقابل با دين را مي‌بينيم بعد از آن تجربه هولناكي بود كه به نام دين عليه آزادي و هر انديشه جديد مطرح شد.

رئیس موسسه بین المللی گفتگوی فرهنگها و تمدنها تصریح کرد: مطمئناً غرب در مباني فكري خود مشكلات بزرگي دارد و ما هم نمي‌توانيم تسلیم و تابع آنها باشيم، بايد خود بيانديشيم البته از تجربه ديگران هم استفاده كنيم، ولي حمله به وجهي از تفكر و تجربه غربي با تكيه بر وجه بدتر و خطرناك‌تر آن محكوم است بخصوص كه اين‌گونه برخورد عين اسلام و انقلاب هم معرفي شود.

خاتمی یادآور شد: به هر حال در عرصه حيات اجتماعي، ما براساس همان جوهره ديني و اسلام خودمان كه در قانون اساسي هم منعكس است مردم را حاكم بر سرنوشت خود مي‌شناسيم و اين را نيز با خداباوري سازگار مي‌دانيم و معتقديم كه خداوند چنين خواسته است.

رئیس دولت اصلاحات تاکید کرد: كساني به نام مقابله با ليبراليسم غرب، از پايگاه فاشيسم و ايده‌هاي توتاليتاريسم كه آنهم مكتبي غربي است، مي‌خواهند به زور مردم را به راهي كه خود راه سعادت مي‌دانند ببرند که ما با اين برداشت از دين مخالفيم.

وی با اشاره به حوادث بعد از انتخابات گفت: ما معتقديم آنها در اين انتخابات بزرگترين فرصت كه براي نظام اسلامي و كشور فراهم آمده بود ضایع کردند. اين انتخابات فرصتي فراهم آورده بود كه جوانان و مردمي كه از ضعف عملكردها ناراضي شده بودند به صحنه بيايند و با اميد به نظام و آينده انتخاب مناسب را انجام دهند و اين امر مي‌توانست بهترين فرصت‌ها براي بازسازي اعتماد و اتحاد جامعه حول محورهاي اساسي انقلاب قلمداد شود.

رئیس جمهور سابق کشورمان همچنین اظهار داشت:متأسفانه با اين كج انديشي‌ها اين برخوردها به وجود آمد و در اين ضايعات كه جبران آن هم بسيار سخت است همه زيان كرديم و نگراني اين است بعضي‌ها با همين پيش‌داوري‌ها، با دانشگاه‌ها هم برخوردهايي بكنند كه عملاً گرايش‌هاي افراطي و ضد نظام را تقويت كند.

وی افزود: درحاليكه در انقلاب فرهنگي سال 1358 واقعاً با اتاق‌هاي جنگ گروهك‌ها و معاندين مواجه بوديم و بسياري از همين جوانان و فعالان مسلمان هم كه امروز متهم به براندازي مي‌شوند به نفع انقلاب فعال بودند، بعد از رحلت امام (ره) متأسفانه پاره‌اي ديدگاه‌هاي افراطيون غير واقع‌بينانه اسلام مطرح شد كه جز سرخوردگي نتيجه‌اي نداشت.

خاتمی با تاکید بر اینکه ما نگران افراط گرايي‌هايي هستيم كه زمينه را براي راديكاليسم و عبور از همه مرزهاي اعتقادي و سياسي فراهم مي‌آورد، گفت: به همين دليل هم به همه دلسوزان هشدار مي‌دهيم، بيايند تا فرصت‌ها كاملاً از دست نرفته به بازسازي اعتماد عمومي بيانديشيم و يكبار ديگر اطمينان ايجاد كنيم كه در چارچوب همين ساختار مي‌توان به رفع اشكالات اقدام كرد.

وی تصریح کرد:ما بايد بدون برخورد احساسي و واكنش با اين افراط‌ گرائي‌ها، ارتباطمان را با همه دلسوزان حفظ كنيم و كوشش كنيم اذهان را نسبت به خطرات اين رفتارهاي افراطي اقناع كنيم.
رئیس بنیاد باران ادامه داد:ما نگران اين هستيم كه اگر براي جبران اين ضايعات، فكري اساسي نشود و نارضايتي‌هاي موجود با تداوم روش‌هاي سركوب‌گرانه ادامه يابد و طي ماه‌هاي آينده مشكلات و پيامدهاي ناكارآمدي‌ها و ضعف عملكردها هم كه چشم‌انداز آن به وضوح قابل رؤيت است به شرايط موجود اضافه شود و آنگاه زمان براي تجديد نظر و اصلاح امور دير باشد.

خاتمی خاطر نشان کرد: ما نگران اين خطرها براي كشور، نظام و انقلاب عزيزمان كه خون‌هاي پاك بسياري براي آن ريخته شده هستيم و براي اصلاح امور هم بايد فعال باشيم. انشاالله كه خداوند هم نصرت خودش را خواهد داشت.

به گزارش ايلنا، در ابتداي جلسه تعدادي از اعضاء شوراي مركزي انجمن دغدغه‌ها و نگراني‌هاي خود را ابراز داشتند كه خلاصه آن بدين شرح است.

*بعضي جريان‌ها ساده لوحانه فكر مي‌كنند براي مقابله با اعتراضات دانشجويي مي‌توانند دانشگاه‌ها را با بهانه‌هايي كه خود مي‌آفرينند ببندند و حركت را مهار كنند، غافل از آنكه با اين اقدام ممكن است انرژي اعتراض در ساير بخش‌هاي جامعه را تشديد كنند . ميدان را براي افراط‌گري‌ها باز كنند.

*با اين سوء ظن‌ها كه در خصوص تعارض اسلام با دانش‌هاي بشري مطرح مي‌شود ممكن است خطر حضور برداشت‌هاي متحجرانه و غيرعقلاني از دين را در مجامع دانشگاهي تشديد كند و با حذف برداشت‌هايي از دين كه جذاب، عقلاني و سازگار با نيازهاي دنياي مدرن است، زمينه نوعي دين‌گريزي را در محيط‌هاي دانشگاهي تقويت كنند.

*برخلاف اتهامات وارده، محافل علمي و دانشگاهي كشور اساساً هيچ‌گونه رويكرد مثبتي نسبت به امكان وقوع انقلاب مخملي در ايران نداشتند و اشتياق به تقويت استقلال ملي به ويژه در ابعاد علمي آن قطع وابستگي به بيگانه به صورت جزئي از هنجارهاي جامعه علمي و دانشگاهي ما به ويژه طي سال‌هاي پس از پيروزي انقلاب بوده است. ما نگران آن هستيم كه محدوديت‌هاي جدي رسانه‌اي ، نوعي اقبال اضطراري به بيرون مرزها را تقويت كند و اساساً موجب يأس و شرخوردگي بخشي از نخبگان و جوانان مستعد براي رشد علمي آنها شود. تنگ نظري‌هاي علمي و معرفتي ممكن است عاملي براي گسترش مهاجرت مغزها به حساب آيد كه خسارت هنگفت مادي و معنوي آن براي كشور عظيم و عملاً در خدمت منافع بيگانگان است.
نوشته شده در سه شنبه 17 شهریور1388ساعت 1:15 توسط من| |

نوشته شده در چهارشنبه 4 شهریور1388ساعت 10:0 توسط من| |


فاطمه هاشمی رفسنجانی طی بیانیه ای دلایل استعفایش را تشریح کرد و نسخه ای از این بیانیه در اختیار تابناک فرار گرفت .


بسمه تعالي

خداوند متعال را سپاسگزارم كه در طول بيش از چهارده سال، توفيق خدمت به هموطناني را در بنياد امور بيماريهاي خاص به من عطا فرمود كه رنج بيماري را خود و خانواده‌شان در همه عمر با خود دارند؛ بيماراني كه همواره يادآور ما انسانهاي سالم هستند تا يكي از دو نعمت بزرگ الهي يعني سلامت را به فراموشي نسپريم و پاس بداريم و از خدا بخواهيم كه آن نعمت ديگر يعني امنيت را براي ملت ما رقم زند؛ عزيزاني كه به عنوان آحادي از ملت بزرگ ايران، علاوه بر درد بيماري، برخي از آنان رنج استضعاف را هم با خود دارند و به گفته امام راحل فرزانه ولي‌ نعمت مايند.

ارائه خدمت به مبتلايان عزيز، پرداخت بخشي از هزينه‌هاي سنگين درماني، ايجاد و پشتيباني صدها مركز درماني و از جمله چند مركز بزرگ و نمونه بيمار‌هاي‌خاص در كشور، تلاش براي احداث مركز درمان بيماري‌هاي سرطان، حمايت و آموزش بيماران و خانواده‌ها و ترويج فرهنگ پيشگيري و خدماتي ديگر كه بدون ايجاد تشكيلات اداري وسيع و با حمايت همه جانبه ملت شريف ايران و با پشتيباني گسترده حضرت آيت الله هاشمي رفسنجاني صورت گرفت، زماني مي‌توانست كارسازتر باشد كه فضاي تلاش و اميد و شادابي و مشاركت و احساس توانايي و حضور اثرگذار و مفيد در جامعه، در دل اين عزيزان زنده و بارور شود.

پيشنهاد تاسيس فدراسيون ورزش‌هاي بيماران خاص از سوي اينجانب در سال 1377 گامي براي تحقق اين هدف ارجمند بود تا بستري مناسب براي فعاليت بيماران در رشته‌هاي ورزشي مناسب وضع درماني آنان و افزايش اميد و تلاش در آنان فراهم آيد.

اينك، پس از نزديك به يازده سال تلاش در سمت رياست انجمن ورزشي و فدراسيون بيماران خاص و احساس عدم امكان ادامه خدمت، پيشاني سپاس و تسليم در برابرقضاي الهي بر خاك مي‌سايم و اين مهم را به اميد فراهم آمدن فرصت توفيقي ديگر به كساني مي‌سپارم كه بتوانند، راهي در حلقه بسته مديريت اجرايي كنوني كشور بجويند.

به رغم دشواري‌هاي كنوني و ناديده انگاشتن خواست و اراده مردم و نخبگان، من و همه فرزندان اين انقلاب همچنان به تداوم خط امام راحل (ره) و تحقق آرمانهاي فجرآفرينان

نخستين نهضت اميدواريم، و برآنيم آنان كه با قطب بندي جامعه و بيگانه انگاري هر آن كه با آنها نيست و حتي با مخالفت‌هاي پنهان و آشكار با اصل ولايت و امامت امت، دو ركن جمهوريت و اسلاميت نظام را نشانه‌ گرفته‌اند و همه منتقدان را دشمن مي‌پندارند و با بيان و ادبياتي استهزاآميز تلاش در حذف آنان دارند و عرصه را بر خدمت خادمان تنگ كرده‌اند، راه به جايي نخواهند برد و مشيت الهي همواره در تحقق توفيقات روزافزون ملت ما رقم خواهد خورد.

بي گمان، من و همكارانم در بنياد امور بيماريهاي خاص كه سازماني غيردولتي است، همچنان درخدمت به ملت سرافراز و بيماران ارجمند ثابت قدم خواهيم ماند. از آغاز دوران سخت اخير، ادامه خدمت در فدراسيون دشوار مي‌نمود، اما اعلام كناره‌گيري بنابه ملاحظاتي، به ويژه باتوجه به تاكيد جناب آقاي سيد باقر فاطمي نسب كه در سمت نائب رئيس فدراسيون تلاش‌هاي ماندگاري داشته است، تا امروز به تعويق افتاد.

با سپاس و پوزش از همه كساني كه در اين سالها مرا همراهي كردند و كاستي‌هايي در انجام وظيفه خدمت به آنان داشته‌ام، از خداي متعال دوام توفيق را خواستارم. و آخر دعوانا أن الحمد لله رب العالمين.

فاطمه هاشمي رفسنجاني
نوشته شده در چهارشنبه 4 شهریور1388ساعت 9:59 توسط من| |

مهدی هاشمی رفسنجانی در نامه‏ای به عزت اله ضرغامی رئیس صدا و سیما خواستار انتشار تکذیبیه‏اش پیرامون اتهامات نسبت داده شده در رسانه ملی به وی شده است.

 پس از آنکه در چهارمین دادگاه متهمان اغتشاشات اخیر، یکی از متهمان برخی اتهامات را به مهدی هاشمی در خصوص هزینه‏های انتخاباتی و مواردی از این دست نسبت داد و این اظهارات عیناً در صداوسیما پخش شد، مهدی هاشمی در نامه به ضرغامی عزت اله ضرغامی رئیس سازمان صدا و سیما خواستار انتشار تکذیبیه‏اش در صدا و سیما شد. در متن این نامه چنین آمده است:

"بسم الله القاصم الجبارین
ریاست محترم صداوسیما
با سلام

پیرو اظهاراتی که آقای حمزه کرمی یکی از متهمین جریانات اخیر که بیش از هفتاد روز در سلول انفرادی بوده و بدون وکیل روز سه شنبه 88/6/3 در دادگاه حاضر شد و برخلاف تبره 1 ماده 188 قانون آیین دادرسی کیفری که مقرر می‏دارد خبرنگارهای رسانه‏ها می‏توانند با حضور در دادگاه از جریان رسیدگی گزارش مکتوب تهیه کرده و بدوم ذکر نام و یا مشخصاتی که معرف هویت فردی یا موقعیت اداری و اجتماعی شاکی یا مشتکی عنه باشد، منتشر نماید. {تخلف از حکم قسمت اخیر این تبصره در حکم افترا است}

ضمن درخواست وقت پاسخگویی طبق مصوبه اخیر مجمع تشخیص مصلحت نظام، مطالب زیر جهت اعلام در اولین برنامه صداوسیما ارسال می‏گردد.

اینجانب مهدی هاشمی هرگز اعتقادی به هزینه تبلیغات انتخاباتی از محل بودجه بیت‏المال نداشته‏ام و اظهارات آقای کرمی کذب محض است.

سازمان بهینه‏سازی مصرف سوخت سازمان دولتی است و هزینه اعتبارات در این سازمان طی مراحل محاسبات از جمله تشخیص، تسجیل، تخصیص، تامین اعتبار و انجام هزینه انجام می‏گیرد که همه این اقدامات توسط ذیحساب و مدیرمالی منصوب از طرف وزارت امور اقتصاد و دارایی انجام و اسناد آن توسط سازمان‏های نظارتی بررسی و تفریق بودجه انجام می‏گیرد و طرح ادعاهای واهی و سندسازی خلاف واقع بوده و قبل از اثبات در مراجع قضایی جرم و قابل تعقیب است و در طول چهار سال گذشته که این جانب از سازمان منفصل شده، اسناد هزینه‏های انجام شده توسط سازمان‏های نظارتی بارها بارها مورد رسیدگی قرار گرفته است.

کل هزینه تبلیغات در بودجه سازمان بهینه‏سازی در سال 84 مشخص است و بخش عمده این اعتبارات نیز برای انجام تبلیغات به صدا و سیما واگذار شده و انجام دو میلیارد تومانی از این بودجه با سندسازی با وجود دستگاه‏های نظارتی مختلف محال و ممتنع است.

حال که پرونده انتخابات سال 84 باز شده برای تنویر افکار عمومی خوب است که دو میلیارد تومان ادعایی در دادگاه فرمایشی همراه با 340 میلیارد تومانی که از شهرداری مفقود شده و بارها توسط شهردار وقت و شورای شهر و سازمان بازرسی کل کشور مورد سوال قرار گرفته، یک جا بررسی شود. {تا رسوا در او غش باشد}

در ارتباط با سایت جمهوریت، اینجانب هیچ ارتباط ارگانیکی با سایت مذبور نداشتیم و هیچ مسئولیتی در آن سایت نداشتم.

و نکته قابل توجه اینکه این اقدام فرمایشی درست پس از آن انجام گرفته که شکایت خانواده آیت‏الله هاشمی رفسنجانی از آقای احمدی‏نژاد برای قوه قضاییه ارسال شده است.

مهدی هاشمی رئیس دفتر هیات امنای دانشگاه آزاد اسلامی
نوشته شده در چهارشنبه 4 شهریور1388ساعت 9:58 توسط من| |

دانشگاه آزاد اسلامی در پی اظهارات 2 تن از متهمان چهارمین جلسه دادگاه رسیدگی به پرونده حوادث اخیر تهران با صدور اطلاعیه ای اظهارات آنان در خصوص دانشگاه آزاد اسلامی را تکذیب و اعلام کرد از اموال و سرمایه دانشگاه آزاد اسلامی له یا علیه کاندیدایی هزینه نشده است.

به گزارش خبرگزاری مهر، در متن اطلاعیه دانشگاه آزاد اسلامی آمده است:

1- دانشگاه آزاد اسلامی همانطور که بارها در قالب اطلاعیه ها ، مصاحبه های ریاست دانشگاه ، بخشنامه های صادره و اجلاس شورای مرکزی دانشگاه که با حضور کلیه مسئولان دانشگاه، روسای واحدهای دانشگاهی و مراکز آموزشی از سراسر کشور برگزار شد، تاکید نموده، در انتخابات ریاست جمهوری از هیچ کاندیدایی حمایت نکرده است، اما بر اساس رهنمودهای مقام معظم رهبری و در جهت حضور حداکثری و مشارکت فراگیر مردم در انتخابات، هر یک از 4 کاندیدا و طرفدارانشان با رعایت قوانین و ضوابط توانستند، در دانشگاه آزاد اسلامی حضور پیدا کرده و سخنرانی نمایند.

2- از اموال و سرمایه دانشگاه آزاد اسلامی له یا علیه کاندیدایی هزینه نشده است.

3- اظهارات 2 تن از متهمان چهارمین دادگاه رسیدگی به اتهامات پرونده اغتشاشات اخیر تهران در خصوص دانشگاه آزاد اسلامی تکذیب می گردد.
نوشته شده در چهارشنبه 4 شهریور1388ساعت 9:57 توسط من| |

امروز (دیروز)چهارمین قسمت از سریال خسته کننده‌ی اعتراف‌گیری از اصلاح طلبان برگزار شد. در تصاویری که از این دادگاه نمایشی در صداوسیما پخش شد، حجاریان روی صندلی ردیف اول نشانده شده و بلندگویی جلوی او قرار دارد تا خواندن اعترافاتش را به دیگری واگذار کند. در این جلسه همچنین اعترافات مضحکی از قول حجاریان خوانده شد که جمله جمله‌ی آن، دروغین بودنش را فریاد می‌زند. کیفرخواست نیز در این جلسه ناگهان ریل عوض کرد و به جای افراد، لبه‌ی اتهامات به سوی دو حزب نشانه رفت؛ بدون اینکه چنین اتهاماتی پیش از این مطرح بوده باشد.

- طنزآمیزترین قسمت آغازین دادگاه، سخنان قاضی دست‌نشانده بود که از متهمان می‌خواست: در اظهارات خود هنگام محاکمه خلاف حقیقت وجدان، ادب و قوانین سخن نگفته و از اشاره به اسامی کسانی که نامشان در

پرونده آنها درج نشده خودداری کنند و در صورت لزوم این کار را در یک جلسه غیرعلنی و یا در قالب لایحه اظهارات خود را ارائه دهند. این در حالی بود که در جلسات قبلی دادگاه نمایشی، زندانیان دیگر بارها وادار به نام بردن از افراد غایب در دادگاه شدند و آقای به اصطلاح قاضی نیز سکوت کرد و خندید، اما حال که نوبت به سران اصلاح طلبان رسید، به آنها اخطار قانونی می‌داد. قاضی اما با ترس و هنوز خبری نشده، زندانیان را تهدید کرد که در صورت بر هم زدن نظم دادگاه! (بخوانید اعتراض به دادگاه نمایشی) از یک تا پنج روز بازداشت می‌شوند. جالب است او کسانی را تهدید می‌کرد که اکثرا برای بیش از دو ماه در بازداشت بودند.

- خبرگزاری فارس رأس ساعت 11:12 متن کامل! کیفرخواست را منتشر کرد تا این بار همانند بارهای قبلی، با انتشار متن کیفرخواست در لحظات بعد از قرائت آن، دست خود را رو کند و نشان دهد که این خبرگزاری تا چه حد با محفل کودتاچیان مرتبط است که حتی متن کامل را هم از قبل در اختیار دارد.

- این بار هم نویسندگان کیفرخواست ادعاهای قبلی خود در روزنامه‌های جوان و کیهان و ایران مبنی بر ارتباط ستاد قیطریه با ایستگاه پخش تلویزیونی بی‌بی‌سی را تکرار کردند، اما باز هم حتی یک سند و مدرک یا حتی نشانه و حدسی غیر از ادعای کلی در این باره مطرح نکردند.

- کیفرخواست مضحک دادگاه چهارم برای اولین بار ادعا کرده که مهاجمان عصر روز انتخابات به ستاد قیطریه، عوامل ناجا بوده‌اند؛ عواملی که ماموران امنیتی بعدی، آنها را مجرم خواندند و علیه آنها صورتجلسه تهیه کردند و مطبوعات وابسته به کودتا نیز در ابتدا از آنها با عنوان عوامل خودسر و مشکوک یاد کردند. حال باید دید آنها چه مأمورانی بودند که نه حکم داشتند و نه کارت شناسایی!

- ظاهرا بانیان دادگاه نمایشی اصلا نیازی به این نمی‌بینند که ابتدا متهم را مشخص کنند و سپس از اتهام سخن بگویند. لااقل در چهار جلسه اخیر، دادگاه بارها متهم عوض کرده و این بار موضوع از افراد فراتر رفت و حزب مشارکت مستقیما متهم شد. جالب است که کودتاچیان بانی دادگاه حتی نیازی نمی‌بینند که لااقل چند ساعتی قبل از دادگاه، خبر دهند که چه کسی قرار است در آن متهم شود!

- تقریبا همه یا لااقل اکثر اظهاراتی که از زندانیان نقل شده، جملات بی‌سر و ته و بریده‌ای است که واقعا معلوم نیست با چه مقدمه و برای چه نتیجه‌ای گفته شده و در واقع می‌توان گفت اکثر آنها نیاز به بگیر و ببند نداشت و سخنانی بود که بیرون از زندان هم مطرح بود. بحث‌های درون حزبی، اختلاف نظر درباره برخی متن‌ها و مواضع و تحلیل‌های متفاوت از اتفاقات سیاسی، فقط برای کسانی می‌تواند عجیب باشد که به اطاعت و بله قربان عادت کرده‌اند، کسانی همچون نویسندگان کیفرخواست دادگاه نمایشی.

- حجاریان هم اعتراف کرد. جملات زیبا و تاریخی کیفرخواست از قول حجاریان مبنی بر اینکه «اینکه ظرفیت نظام محدود است اشتباه است ،اصطلاح دیکتاتوری لیبرال غلط است ،توتالیتریسم در ایران منتفی است.الفاظی نظیر تمامیت خواه، توتالیتاریسم و سلطانیسم برای ایران اشتباه است» همه‌ی نشانه‌های یک اعتراف کاملا خودخواسته! و بی‌ارتباط با خلصی از فشارهای بازجویان را به همراه دارد.

- جالب است که کیفرخواست در موارد متعددی صرفا به شنودهای ستاد قیطریه، دفتر حزب مشارکت و جلسات حزبی متکی است و یکی نیست که به نماینده دادستان بیاموزد این شنودها هیچ اعتبار قانونی ندارد. خیلی که می‌خواهند به شنودها اعتبار بدهند، می‌گویند: «طبق گزارش های موثق منابع اطلاعاتی از جلسات محفلی اعضاء اصلی سازمان»!

- بعضی قسمت‌های کیفرخواست انصافا بسیار زیبا نوشته شده است. آنها که دکتر بشیریه «یک فرد لائیک آمریکا نشین» توصیف می‌شود و یا این جمله: «آقای تاجبخش چند روز پیش به کارشناس پرونده خود اظهار می دارد من تا به حال کلمه الله را بر زبانم جاری نکرده بودم و از گفتن این کلمه احساس عجیبی برای من دست می دهد، آنگاه با ابراز علاقه از بازجوی خود طهارت و نماز می آموزد و بحمد الله اینک از روی کاغذ نمازش را می خواند»

- نویسنده این سطور، محض رضای خدا، کل کیفرخواست را دو بار خواند و یک استناد دقیق قانونی علیه متهمان قبلی (افراد) یا متهمان جدید (مشارکت و مجاهدین انقلاب) پیدا نکرد. بالاخره دادگاه، هرچقدر هم نمایشی باشد، باید بگوید که طبق کدام ماده فلان حرف یا فلان کار جرم است و کدام قانون باید دلیل انحلال فلان حزب توسط دادگاه باشد. کمیسیون ماده ده احزاب هم ربطی به دادستان و دادگاه ندارد، آیا سناریونویسان محفل کودتا، نمی‌توانستند محض رضای خدا از یک مشاور حقوقی هم استفاده کنند تا لااقل قدری ظواهر امر مراعات شود؟

- متنی که به نام حجاریان خوانده شده، با متن‌هایی که به قلم اوست و همه جا هست، قابل مقایسه است و هر فرد علاقه‌مندی با اندکی پیگیری می‌تواند بفهمد که این متن به قلم حجاریان است یا کارشناسان! پرونده.

- اعترافات چهار صفحه‌ای حجاریان، خواننده را به یاد سریال مرد هزار چهره می‌اندازد که در آن، متهمی که سواد نداشت، چند زونکن اعتراف کرده بود! حال حجاریان را هم به ضرب گلوله ناقص کرده‌اند و به زحمت می‌تواند حرف بزند، اما اعترافاتش چند صفحه می‌شود؛ اعترافاتی که خودش اگر بخواهد آنها را از رو بخواند، چندین ساعت طول می‌کشد.

- تک جملات درخشان کیفرخواست، غیر از موارد بالا:

:: این نظریه ناهنجار و منافقانه که بازی همزمان در دو نقش دولت حاکم و نیروی معارض است و حاکی از کنارگذاشتن اخلاق انسانی در عرصه سیاسی است ...

:: آقای سعید حجاریان عضو مرکزیت حزب مشارکت با قرائت هر کدام از جملات انحرافی اسناد توسط کارشناس پرونده، هنوز جمله به آخر نرسیده دلایل انحراف و غلط بودن متن را پیش از اظهار نظر کارشناس خود بازگو میکند (کارشناس همان بازجوی پرونده است!)

- تک‌جملات درخشان اعترافات حجاریان:

:: "هرچه گفتیم غیر صحبت دوست در همه عمر از آن پشیمانیم" !!!

:: هر یک از ما اگر پا را از یک انتخابات سالم فراتر گذاشته ونعمت امنیت را که پشتوانه توسعه اقتصادی است متزلزل کنیم نزد وجدان خود و نسل های آینده واز همه بالاتر پروردگار عالمیان باید انابه کنیم وطلب بخشایش نماییم .

:: مذهب غالب مردم ایران تشیع است و نظام ولایت فقیه مشروعیت خود را از ناحیه مقدسه امام زمان (عج) می گیرد وبدین لحاظ حکم ولی فقیه شعبه ای از ولایت رسول اکرم (ص) می باشد. (توجه شود که می‌گویند نویسنده این سطور، حجاریان است، نه مصباح یزدی یا جنتی!)

:: طی ده پانزده سال اخیر مقالاتی از من به چاپ رسیده که حاوی بعضی از نظریات نامربوط به شرایط کشورمان بوده که قصد دارم بعضی از مهم ترین آنها را درین مجال بشکافم و علت انحراف این مواضع را تشریح کنم

:: من بعد از ارتحال حضرت امام (ره) و آغاز دولت سازندگی به معاونت سیاسی مرکز تحقیقات استراتژیک برگزیده شدم. در آنجا بود که فهمیدم برای هدایت پروژه ها تجربه علمی سیاسی کار ساز نیست و لاجرم باید آموزش دانشگاهی هم داشته باشم لذا فوق لیسانس ودکترای خود را در علوم سیاسی اخذ کردم وانبوه نظریات وایدئولوژی های سیاسی نادرست در ذهنم تلمبار شد بدون آنکه بازنگری و نقد آنها را داشته باشم!

:: امیدوارم این سخنان که از دل بر آمده بر دل بنشیند اما این کافی نیست (بازجویان راضی نشده‌اند!) و من در تعاملات (احتمالا منظور تأملات است) تنهایی خود ریشه ها وعلل موضع گیری های خود را واکاوی کرده ام که به طور اختصار به عرض میرسانم...

:: لازم می دانم التزام عملی خود را به قانون اساسی و فرمایشات مقام معظم رهبری اعلام کرده واگر از سر تقصیر یا قصور به ارکان نظام جسارتی روا داشته‌ام حلالیت بطلبم

:: از مجموعه مباحث پیش گفته شده می توان استنتاج کرد که احساس رعب در نزد اندیشمندان غربی موجب ذلّت نفس و پذیرش بی قید وشرط نظریات آنان می شود وحضرت امام (ره) به ما آموختند که روی پای خود بایستسم. (متن‌ها با همین شکل پر غلط در خبرگزاری فارس منتشر شده)


بد نیست در پایان این حاشیه‌نویسی، نامه‌ای را که سعید حجاریان تنها چهار ماه قبل نوشته بود، مرور کنیم و سپس به سادگی بازجویان او بخندیم:

بسمه‌تعالی
به دلیل اینکه اخیراً رسانه‌های منتسب به جریان اقتدارگرای کشور، اعم از سایت‌های خبری، خبرگزاری‌ها ، روزنامه‌ها و صدا و سیما، از قول بنده اقاویلی نقل می‌کنند که نه به لحاظ صدور، سندیت دارند و نه به لحاظ مبنا، پایه‌ای دارند، لذا بار دیگر همه این قبیل گزارشات، مصاحبه‌ها و اخبار را پیشاپیش تکذیب می‌کنم و چون فرصت مطالعه این دسته اقوال را نداشته و همچنین برای پاسخ‌گویی به تک تک موارد آن وقتی ندارم، حتی اگر از من تعریف و تمجید هم کرده باشند، آن نیز مقرون به صحت نخواهد بود.
بسیار دیده‌ام که" برنا" از "فارس"، "فارس" از "رجا"، "رجا" از "درنا"، "درنا" از "ترنا"، "ترنا" از "دبرنا"، "دبرنا" از "منبع آگاه"، "منبع آگاه" از "صحبتهای به دست آمده از شنودهای داخل حزب مشارکت"، گفته‌هایی را به اینجانب نسبت داده‌اند که لابد برای خودشان به لحاظ سندیت در حکم سلسله الذهب است اما از نظر من به پشیزی نمی‌ارزند . امید دارم که دوستان باکیاست و اهل سیاست بتوانند با پیگیری منشا صدور چنین اخبار آحادی، پی به مقصود پردازندگان آن ببرند.
والسلام - نامه تمام
سعید حجاریان- 31/1/1388

منبع:موج أزادی

نوشته شده در چهارشنبه 4 شهریور1388ساعت 9:56 توسط من| |

گرگهاخوب بدانند که دراین ایل غریب


گر پدر مرد تفنگ پدری هست هنوز


گرچه مردان قبیله همگی کشته شدند


توی گهواره ی چوبی پسری هست هنوز


آب اگر نیست نترسید که در قافله مان


دل دریایی و چشمان تری هست هنوز

نوشته شده در دوشنبه 26 مرداد1388ساعت 1:17 توسط من| |

به گزارش فرارو پیرو انتشار برخی اظهارات در رابطه با مخالفت برخی چهره های سیاسی با مهندس میرحسین موسوی به عنوان وزیر خارجه، حجت الاسلام و المسلمین مسیح مهاجری، عضو شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی از اظهار نظر صریح شهید بهشتی در آخرین ساعات حیات ایشان در این مورد خبر داد.

عضو شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی در این باره گفت: در جلسه شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی که روز هفتم تیر سال 1360 چند ساعت قبل از انفجار مقر حزب جمهوری اسلامی برگزارشد، موضوع پیشنهاد شدن مهندس موسوی به عنوان وزیر خارجه دولت شهید رجایی مطرح شد که آقای آیت با مهندس موسوی مخالفت کرد و گفت که در مجلس علیه تصدی وزارت خارجه توسط مهندس موسوی سخنرانی می کند.

مدیر مسئول روزنامه جمهوری اسلامی افزود: آیت ا.. بهشتی در پاسخ به این موضع آقای دکتر آیت، با تاکید بر پایبندی به چارچوب حزب گفت؛ وقتی موضع حزب حمایت از فردی است شما به عنوان عضو شورای مرکزی نباید و نمی توانید به صورت علنی با این تصمیم مخالفت کنید، و حداکثر می توانید یک رأی خود را در مجلس به آقای موسوی ندهید، اما نمی توانید به عنوان عضو شورای مرکزی حزب با وزیر پیشنهادی مورد حمایت حزب مخالفت کنید.

وی در خاتمه گفت: البته چند ساعت بعد از این جلسه در فاجعه انفجار حزب جمهوری اسلامی، آیت ا.. بهشتی که دبیر کل و از موسسین حزب بود، به شهادت رسید و یک هفته پس از آن در جلسه بررسی رای اعتماد کابینه، آقای آیت بر خلاف نظر شهید بهشتی در مخالفت با مهندس موسوی سخنرانی کرد.

گفتنی است آیت ا.. خامنه ای نیز در همان جلسه از آقای موسوی برای تصدی وزارت خارجه دفاع کرده و گفتند: «درباره همه خیال می‌کردیم انتقاد بشود، درباره مهندس موسوی من واقعاً تصور نمی‌کردم کسی زبان به انتقاد از ایشان باز کند. اولاً بنده ایشان را خیلی خوب می‌شناسم، از همه کسانی که نسبت به ایشان تعریف کرده‌اند یا انتقاد کرده‌اند بنده ایشان را بیشتر و بهتر و با مدت زمان بیشتری می‌شناسم. آن‌چه درباره ایشان از گرایش‌ها گفته شده است دروغ محض است و شاهد بر همه این‌ها روزنامه جمهوری اسلامی است.

... این بزرگ‌ترین بهتانی است که شما به ایشان می‌زنید. ایشان کسی است که خط ملی‌گرایی را به صورت یک تز، به صورت یک نظریه مطرح قابل قبول در این زمان، با قاطعیت و به طور مستدل در روزنامه رد کرد.

این مقالات روزنامه است و بروید نگاه کنید. متهم می‌کنند ایشان را به علاقمندی و گرایش به فلان یا بهمان گروهک، کذب محض است این معنا، من با ایشان معاشرت نزدیک داشته‌ام. من ایشان را می‌شناسم، من از ذهنیت ایشان مطلعم و من شهادت می‌دهم امروز و روز قیامت که تمام این ادعاها دروغ است. و من واقعاً‌تصور نمی‌کردم که کسی راجع به آقای مهندس موسوی با این سابقه درخشان یک چنین مطلبی را بیان کند.»

لازم به ذکر است در پایان جلسه مذکور، سید حسین موسوی موفق به کسب رای اعتماد از مجلس شد
نوشته شده در دوشنبه 26 مرداد1388ساعت 0:46 توسط من| |

موسوی: سنگها را بسته و سگها را گشوده اید؛ هرچه سریعتر به این بازی خاتمه دهید

میر حسین موسوی صبح امروز و به مناسب عید سعید مبعث در جمع خانواده زندانیان سیاسی حضور یافت و ضمن شنیدن صحبتهای خانواده ها در مورد چگونگی بازداشت و نگهداری عزیزانشان و نیز برخورد ناشایست محاکم قضایی با خانواده های آنها، دقایقی به سخنرانی پرداخت.

 

موسوی در ابتدای سخنان خود با تبریک عید بزرگ مبعث، خطاب به خانواده‌های زندانیان گفت: یقینا شما خانواده‌ها تنها نیستید. خانواده عزیزانی که امروز در بند هستند، به بزرگی همه ملت ایران‌اند، چرا که آنها به خاطر دفاع از ارزشها و آرمانهای این ملت زندانی شده اند و این مساله یک مساله ملی است و ملی باقی خواهد ماند.


وی در ادامه و با آرزوی آزادی هرچه سریعتر این عزیزان، گفت: ما به یک دورنمای بزرگتر و منظر وسیعتری نیاز داریم تا بدانیم چرا این هزینه‌ها پرداخت می‌شود، ما به دنبال جامعه‌ای اسلامی، دینی و آزاد هستیم؛ جامعه‌ای که مردم خود بر سرنوشت خود مقدر باشند و بتوانند در جهت تحقق آرمانها و آرزوهای خود حرکت کنند.


میرحسین موسوی در ادامه با تقبیح تلاشهای زیادی که در جهت پرونده‌سازی برای زندانیان صورت می‌گیرد، افزود: بسیاری از این زندانیان چهره‌های شناخته‌شده‌ای هستند که سالها برای این کشور و این نظام زحمت کشیده‌اند. چه کسی باور می‌کند که اینها با بیگانگان بسازند و منافع کشور خود را در جهت خواست آنان بفروشند؟ آیا کشور ما اینقدر حقیر و کوچک شده که می‌خواهید حرکت اعتراضی عظیم ملت را به بیگانگان نسبت دهید؟ آیا این توهین به ملت ما نیست؟ آیا این توهین به 40 میلیون رای‌دهنده نیست؟ آیا این توهین به دانشجویان، اساتید ، نخبگان و مدیران زحمتکش کشور ما نیست؟ متاسفانه خطیبی در نماز جمعه می‌گوید اعترافات در حال گرفته شدن است و در صورت صلاحدید پخش می شود و مساله تمام شده است. اما ما می‌گوییم با مساله‌ی جدیدی به نام بیداری ملت مواجه شده‌اید؛ یک ملتی که دوباره متولد شده و به صحنه آمده تا از دستاوردهای خود دفاع کند. با دستگیری‌ها و پرونده‌سازی‌ها نمی‌توان این مساله را خاتمه داد. هر چه زودتر به این بازی خاتمه دهید و فرزندان ملت را به ملت برگردانید.


موسوی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به اینکه در طول سالیان اخیر همواره منتقد صدا و سیما بوده و اعتقاد داشته این رسانه در جهت منافع ملی حرکت نمی‌کند، گفت: چهره‌ای که بعد از انتخابات از رسانه ملی دیدیم، به هیچ وجه قابل تصور نبود. سنگها را بسته اند و سگها را باز کرده اند. افرادی دعوت شده‌اند تا با دروغ و تهمت و هتک حرمت، داستان‌سرایی و فضاسازی کنند، در حالی که 13 میلیون جمعیت به قول شما و اکثریت به قول ما حق ندارند از خود دفاع کنند. مانند تبلیغات ماشین رختشویی تهمتهای افراد را تکرار می‌کنند و امکان دفاع را برای ملت فراهم نمی‌آورند و امروز وجدان عمومی جامعه نشان می‌دهد که تا چه اندازه به یک رسانه‌ی مستقل و ملی نیاز داریم. وقتی امکان گفت‌و‌گو و تبادل آرا در رسانه‌ی ملی سلب می شود، فشارها خود را در جای دیگر بروز می‌دهند و مردم به رسانه‌های بیگانه روی می‌آورند. ما نمی خواهیم ملت به رسانه‌های بیگانه اتصال پیدا کنند و می‌پرسیم چرا ملت نباید خبرهای خودش را از رسانه‌های خودش بشنود؟


وی در ادامه به یکی از پرونده‌سازی‌های صورت گرفته برای یکی از اعضای ستاد خود اشاره کرد و گفت: یکی از اعضای ستاد را تحت فشار گذاشته‌اند که اعتراف کن 4 میلیارد تومانی را که از ستاد گرفته‌ای، چه کرده‌ای! حال آنکه کل هزینه‌های ستادهای تبلیغاتی بنده کمتر از سه و نیم میلیارد تومان بوده است و اینها چون خود میلیاردها تومان خرج کردند، به خیال خود دنبال منابع مالی ما می‌گردند.

نوشته شده در پنجشنبه 1 مرداد1388ساعت 13:43 توسط من| |

موسوی: منشوری فراتر از جبهه و گروه سیاسی تدوین می‌کنیم/نباید فرایند شکل‌گیری این دولت فراموش شود

قلم - مهندس میر حسین موسوی گفت: در حال تدوین منشوری فراتر از بحث جبهه و گروه سیاسی هستیم و در این منشور راهکارهایی را پیشنهاد کرده‌ایم که تمام ظرفیت‌های مغفول قانون اساسی توان اجرایی شدن پیدا کنند.

 

به گزارش خبرنگار قلم‌نیوز، نخست وزیر کشورمان در دوران دفاع مقدس پیش از ظهر چهارشنبه در دیدار با جمعی از اهالی برخی از رسانه‌های کشور با اعلام اینکه این منشور ظرف چند روز آینده منتشر خواهد شد، تاکید کرد: می‌خواهیم ظرفیت‌های مغفول قانون اساسی را عملیاتی کنیم.

وی با اشاره به نمادسازی‌ها در جنبش اجتماعی مردم اظهار کرد: ما می‌خواهیم این منشور، وجهی از به هم پیوستگی مردم باشد و مشخص باشد که اینها به جنبش سبز پیوسته‌اند. ما به دنبال شعاری هستیم که بتواند پیوستگی مردم را بیشتر کند و مورد استفاده‌ی مردم قرار بگیرد.

موسوی خاطرنشان کرد: فضایی که می‌خواهیم منشور را در آن منتشر کنیم فضایی است که حتی شخصی مثل آقای هاشمی را هم تحمل نمی‌کند. وقتی در بخش‌هایی از حاکمیت امثال آقای هاشمی هم تحمل نشوند جامعه لاجرم به سمت نظامی‌تر شدن و امنیتی‌تر شدن پیش خواهد رفت که هیچ‌کس از این مساله استقبال نخواهد کرد.

عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام همچنین تصریح کرد: ما و کسانی که متعلق به این جنبش هستند باید طوری عمل کنیم که ضمن این‌که ساختارشکنی به مفهوم کسانی که می‌خواهند خارج از قانون اساسی حرکت کنند اتفاق نیفتد، مطالبات مردم لحاظ شود. ما در منشور خود این دغدغه را داریم که هم پیوستگی مردم حفظ شود، هم منافع ملی لحاظ شود و هم به مطالبات مردم پاسخ داده شود.

وی در ادامه سخنان خود با اشاره به تخلفات صورت گرفته در انتخابات اخیر اظهار کرد: این یک ضرورت ملی است که به طور دائم به بحث انتخابات اخیر پرداخته و این مساله زنده نگه داشته شود و این مساله در انبوه وقایع اخبار پس از انتخابات نمیرد و هیچ‌کس فراموش نکند که این دولت در چه فرآیندی شکل گرفته است. با توجه به این‌که مدافعان تقلب تریبون‌هایی نظیر صدا و سیما در اختیار دارند، مطبوعات باید پرداختن به مسایل پیش آمده در این انتخابات را از جمله وظایف خود بدانند.

نخست وزیر کشورمان در دوران دفاع مقدس در ادامه با تاکید بر لزوم توجه به قانون اساسی، تصریح کرد: نیروهای مدافع جامعه باید حامی قانون اساسی باشند؛ چرا که قانون اساسی در خود ظرفیت‌هایی دارد که اگر عملیاتی شود حتی گرایش‌های ساختارشکنانه را هم متقاعد می‌کند.

وی تاکید کرد: اگر از چارچوب قانون اساسی خارج شویم جامعه با یک آنارشی لجام‌گسیخته روبه‌رو خواهد شد که جمع کردن آن غیر قابل پیش‌بینی خواهد بود. بنابراین همه‌ی نیروها باید در چارچوب قانون اساسی حرکت کنند تا خسارت‌های این فضای شبه کودتای تحمیل شده را به حداقل برسانند.

رییس فرهنگستان هنر در بخش دیگری از سخنان خود به حساسیت مردم نسبت به دخالت بیگانگان و تلاش برای گرفتن اعترافات نادرست از بازداشت شدگان اشاره کرد و گفت: اگر از همه بازداشت‌شدگان هم اعتراف بگیرند باز هم افکار عمومی اینها را قبول نمی‌کند؛ چرا که مردم در وقایع اخیر حضور داشته‌اند و دیده‌اند که ابعاد این مساله چقدر بوده است. شعارها و رفتارهای مردم نشان می‌دهد که اگر برخی افراد بخواهند ترفندهایی برای اتصال جنبش سبز مردم به بیگانگان به کار ببندند بیهوده خواهد بود.

وی با اشاره به سفرهای تبلیغاتی خود در ایام پیش از انتخابات اخیر، عنوان کرد: در این سفرها متوجه شدم که مردم چقدر به هویت ایرانی خود اهمیت می‌دهند و در استان‌های مختلف کشور، مردم عرق زیادی بر روی ایرانی بودن خود دارند.

موسوی افزود: دولت پشتیبانی آرای مردم و در نتیجه مشروعیت ندارد، بنابراین در عمل ناچار خواهد بود به کشورهای خارجی امتیازاتی بدهد که به نفع کشور ما نخواهد بود. ما باید طوری عمل کنیم که سرمایه‌های عظیم اجتماعی که در انتخابات شرکت کردند بتوانند منسجم باشند و شرایط مفیدی برای آنها به وجود بیاید.

بر اساس این گزارش، مهندس موسوی در بخش دیگر سخنان خود به فعالیت رسانه‌های مجازی اشاره کرد و گفت: رسانه‌های مجازی تاثیر به‌سزایی در اطلاع رسانی داشتند و این ارتباطات باید تقویت شود و باید فضاسازی لازم در این زمینه صورت گیرد و رسانه‌های مکتوب و خبرگزاری‌ها هم باید مردم را به استفاده از این رسانه‌های مجازی تشویق کنند. یکی از نقاط قوت این فضاهای مجازی این است که اعمال سانسور بر روی آنها دشوارتر است.

نخست وزیر کشورمان در دوران دفاع مقدس در پایان، به مساله بازداشت شدگان روزهای پس از انتخابات اشاره و تاکید کرد: تا وقتی که آخرین نفر از زندانیان روزهای پس از انتخابات آزاد نشود، پرونده‌ی این انتخابات باز خواهد بود، مضافا این‌که مشروعیت این دولت نیز زیر سوال خواهد بود.

نوشته شده در پنجشنبه 1 مرداد1388ساعت 13:27 توسط من| |

اکبر هاشمی رفسنجانی در اولین حضورش در نماز جمعه بعد از انتخابات که به تایید منابع رسمی بالغ بر ۲.۵تخمین زده اند  اعلام کرد که باید  اعتماد مردم به جمهوری اسلامی احیا و از زندانیان و آسیب دیدگان حوادث اخیر دلجویی شود.

 این مراسم با وجود گرمای شدید هوا، با حضور گسترده مردم و در میان تدابیرشدید امنیتی برگزار شد.

مهدی کروبی و میرحسین موسوی نامزدهای اصلاح طلبان و محسن رضایی دیگر نامزد محافظه کاران در انتخابات،  وعلی اکبر ناطق نوری وآیت الله امامی کاشانی واکبر ترکان از معاونان وزیر نفت وهمچنین دکتر زهرا رهنورد  در نماز جمعه امروز حضور داشتند.

برخی منابع از جمله خبرگزاری ایلنا می گویند شبکه تلفن همراه در مناطق پیرامون دانشگاه تهران قطع شده بود. این در حالی است که سرویس اس ام اس یا پیام کوتاه نیز قطع است.

آقای هاشمی رفسنجانی در خطبه نخست درباره به پیامبری مبعوث شدن پیامبر اسلام و تاریخ

صدر اسلام سخنرانی کرد. او تاکید کرد که پیامبر اسلام با مردم با انس و الفت برخورد می

کرد، نه زور و فشار.

 تحلیلگران مسائل سیاسی ایران مگویند که منظور آقای

رفسنجانی از طرح این سخنان یادآوری تاکید پیامبر اسلام بر 'مردم مداری و رضایت عامه

مداری' است که اکنون مورد غفلت قرار گرفته است.

آقای هاشمی در آغاز خطبه دوم با اشاره به کشتار و سرکوب اخیر مسلمانان سین کیانگ، دولت

چین را "برادرانه نصیحت" کرد که با مسلمانان ساکن این کشور بهتر رفتار کند. هنگامی که

گروهی از نمازگزاران شروع به شعار دادن علیه چین کردند، آقای رفسنجانی از آنها دعوت کرد

 بخاطر شرایط موجود خویشتنداری کنند.

منتقدان می گویند دولت محمود احمدی نژاد در قبال حوادث چین سکوت معناداری اختیار کرده

حال آن که در قبال قتل یک زن مصری در آلمان، بسیار اعتراض کرده است.


'خوب شروع شد'

رییس مجمع تشخیص مصلحت ایران سپس به بحث درباره مساله انتخابات و اتفاقات بعد از آن

پرداخت. او گفت که انتخابات خوب شروع شد و همه چیز آماده یک افتخار بزرگ برای کشور

 ایران بود، اما اینطور نشد.

آقای هاشمی رفسنجانی سپس به نقش خود در پیروزی انقلاب ایران اشاره کرد و گفت که

حضور مردم در خیابانها بود که کمر حکومت "مغرور و متکبر" محمدرضا پهلوی، شاه سابق

ایران را شکست.

او با اشاره به روایتی که می گفت مبنای تفکر و استدلال آیت الله خمینی بوده، اعلام کرد که

پیامبر اسلام به امام علی گفته است "اگر دیدی مرم راضی بودند و تو را قبول کردند و به تو این

 سمت را دادند، شما بپذیر. اگر احتراز کردند، بگذار هر کاری می خواهند بکنند."

آقای هاشمی رفسنجانی که رییس مجلس خبرگان رهبری نیز هست، در ادامه به بحث درباره

خدشه به جمهوریت پرداخت و گفت: "جمهوری اسلامی لفظ تشریفاتی نیست. هم جمهوری

است و هم اسلامی. باید این دو با هم باشند. اگر هر یک از این دو آسیب ببیند، دیگر انقلاب و

جمهوری اسلامی نخواهیم داشت."

چند پیشنهاد

جمهوری اسلامی لفظ تشریفاتی

نیست. هم جمهوری است و هم

اسلامی. باید این دو با هم باشند.

اگر هر یک از این دو آسیب ببیند،

دیگر انقلاب و جمهوری اسلامی

نخواهیم داشت

اکبر هاشمی رفسنجانی

امام جمعه موقت تهران ضمن دعوت همه به حفظ وحدت

اعلام کرد که برای فرونشاندن 'بحران'، چند پیشنهاد دارد

 که عمده ترین آنها حفظ اعتماد مردم به حکومت است.

او گفت که این پیشنهادها را با برخی از اعضای مجلس

خبرگان و مجمع تشخیص مصلحت نظام در میان گذاشته

است.

آقای هاشمی رفسنجانی گفت که نخست باید اعتماد را به

عنوان هدفی مقدس به مردم بازگرداند و کل اجزای حکومت ایران باید در چارچوب قانون عمل

 کنند.

او افزود که باید فضایی فراهم شود که همه افراد بتوانند حرفشان را منطقی و بدون دعوا و

مشاجره بیان کنند. آقای هاشمی از رادیو و تلویزیون دولتی ایران خواست که چنین فرصتی به

مردم بدهد.

بعد از حملات آقای احمدی نژاد به آقای هاشمی رفسنجانی در جریان مناظره ها، او خواستار

فرصتی از تلویزیون برای دفاع از خود شده بود که مدیران تلویزیون اعلام کردند چنین فرصتی

قبل از انتخابات امکان پذیر نیست.

آقای هاشمی رفسنجانی در ادامه خطبه دوم در حالی که به نظر می رسید بغض کرده، گفت که

 افرادی که در جریان ناآرامی ها بازداشت شدند، باید آزاد شوند و "نباید به خاطر زندانی بودن

عده ای، دشمنان ما را استهزا کنند."

این در حالی است که خانواده شادی صدر، وکیل و فعال حقوق زنان، به بی بی سی فارسی گفتند

 که او هنگامی که عازم نماز جمعه امروز تهران بود، از سوی افراد ناشناس بازداشت شد.

او همچنین به سرکوب رسانه ها در ایران اعتراض کرد و گفت رسانه هایی را که با استفاده از

 قانون مجوز گرفته اند، نباید محدود کرد.


'اذعان به بحران'

آقای هاشمی رفسنجانی در پایان ابراز امیدواری کرد که سخنانش بتواند راهگشا باشد و به آنچه

 او بحران خواند، پایان دهد.

تحلیلگران سیاسی، این سخنان را نقطه عطفی می داند زیرا یکی از عالیرتبه ترین

 رهبران جمهوری اسلامی به وجود یک بحران سیاسی اذعان می کند و برای خروج از آن راه

 حلهایی دلسوزانه ارائه می دهد.

تحلیلگران امور ایران  نیز می گویند که آقای رفسنجانی سیاستمداری

معتدل و آرام است و عصبانی نمی شود، اما می شد در حرفهایش بغض و حزنی حس کرد.آنان عقیده دارد آقای رفسنجانی با این سخنان می کوشید چهره ای فراجناحی از خود به

تصویر بکشد ولی واکنشهای اولیه رسانه های محافظه کار نشان می دهد آنها از این حرفها

خشنود نیستند.


'گاز اشک آور برای نمازگزاران'

معترضان به نتایج انتخابات ریاست جمهوری بیست و دوم خرداد در یک هفته اخیر قرار گذاشته

بودند با حضور در نماز جمعه به حرکت اعتراضی یک ماهه خود ادامه دهند.

آقای هاشمی رفسنجانی که در جریان انتخابات از میرحسین موسوی، نامزد اصلی اصلاح طلبان

 حمایت کرده و مورد حملات شدید محمود احمدی نژاد قرار گرفته بود، تاکنون از بازگشت به

امامت جمعه تهران اکراه داشت.

خبرگزاری فارس گزارش می دهد که نمازگزاران محافظه کار پیش از شروع سخنان آقای

هاشمی شعارهایی در حمایت از رهبر جمهوری اسلامی و محمود احمدی نژاد سرداده اند.

رسانه های حامی دولت از یکی دو روز پیش به هواداران آقای احمدی نژاد توصیه کرده بودند

 که چه شعارهایی بدهند تا از نمازگزاران اصلاح طلب متمایز شوند. خبرگزاری رویترز نیز از

 سردادن شعار توسط حامیان میرحسین موسوی خبر می دهد.

همچنین خبر می رسد که نیروهای امنیتی در جریان نماز جمعه تهران در خیابانهای اطراف

دانشگاه با حامیان میرحسین موسوی درگیر شده و از گاز اشک آور و باتوم استفاده کرده اند.

 از زمان نماز تاریخی عید فطر در قیطریه تهران در بیش از سی سال

پیش که یکی از بزرگترین گردهمایی های سیاسی - عبادی مخالفان شاه بود، تاکنون سابقه نداشته

است که نیروهای دولتی علیه نمازگزاران گاز اشک آور شلیک کنند یا به زور متوسل شوند.

با پایان یافتن نماز جمعه، مخالفان محمود احمدی نژاد در خیابانهای مرکزی تهران راهپیمایی

کرده و شعار داده اند.

نوشته شده در شنبه 27 تیر1388ساعت 14:46 توسط من| |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت